تبليغاتX
هالو زال - اخبار و موضوع روز
هالو زال خو اِگوهه : بس بگرين گوش
اخبار و موضوع روز

 

سياست انگلستان در عراق

دكتر الياس عاقل *                                           

 ترجمه: احمد مزارعي 

برگرفته از مجله الحقائق چاپ لندن                     

 

مدت زماني است كه مردم كشورهاي عربي و مسلمانان منطقه ميدانند كه انفجاراتي كه در عراق رخ ميدهد، توسط عوامل آمريكا، انگلستان و اسرائيل انجام ميگيرد. علم كردن سازمان القاعده در عراق و ابومصعب زرقاوي نيز دست آويزي براي توجيه اعمال جنايتكارانه است كه اينان انجام ميدهند و همچنين بهانه اي براي بقاء خود در عراق. هر روز كه ميگذرد اين امر بيشتر بر همگان آشكار ميشود و آخرين آن دستگيري دو نفر از نيروهاي ويژه SAS وابسته به ارتش انگلستان بود كه با پوشيدن لباس عربي و رنگ كردن موهاي خود مشغول كار گذاشتن بمب نيرومندي در درون يك اتومبيل در منطقه بسيار پر رفت و آمد شهر بصره بودند، جايي كه قرار بود ميليونها نفر از عزاداران حسيني گردهم آيند.

 

من در مقاله پيشين خود توضيح دادم كه چگونه آمريكائيها مشغول ايجاد انفجارهاي گوناگون جهت ايجاد جنگ داخلي ميان مردم و ايجاد فاصله ميان مردم و نيروهاي مقاومت ملي عراق ميباشند. بي بي سي در برنامه تلويزيوني خود به طور كامل ماجرا را توضيح داد و اين كه اينان در حالي كه مشغول نصب مواد انفجاري در اتومبيل بودند، توسط پليس بصره دستگير شده، ابتدا مقاومت كردند ولي در نهايت دستگير شدند. قرار بود اين ماشين انفجاري در ميان مردم از راه دور منفجر شود. در همين گزارش آمده است كه اين دو نفر از نيروهاي SAS ارتش انگلستان بوده اند. وجود اين نيروها در عراق براي اولين بار زماني بود كه 50 نفر از آنان به وسيله يك هواپيماي هركولس نظامي براي جنگ در شمال بغداد آماده پياده شدن بودند و هواپيماي آنان مورد اصابت گلوله هاي ضد هوائي نيروهاي مقاومت ملي عراق قرار گرفت كه همگي كشته شدند:

 

www.news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/42614.stm

 

SAS گردان ويژه و مخفي نيروهاي هوايي ارتش انگلستان است كه در سال 1941 براي انفجار و تخريب در پشت جبهه ارتش آلمان در شمال آفريقا به وجود آمد. اين نيروي ويژه اكنون در كنار كشتيهاي نيروي دريايي انگلستان و براي جمع آوري اطلاعات عمل ميكند. وظيفه اصلي SAS عبارتست از تهاجم به پشت جبهه نيروهاي دشمن، سركوب جنبش هاي انقلابي، حفاظت از شخصيت هاي سياسي دولت انگلستان، سركوب جريانات مخالف سياست دولت انگلستان، آموزش ماموران كشورهاي ديگر و سركوب حركتهاي تروريستي.

 

گردان ويژه SAS تاكنون در سراسر جهان به عمليات متعددي دست زده كه از جمله ميتوان به برخي از آنان در اينجا اشاره كرد. در سال 1958 و 1959، SAS براي سركوب مخالفان پادشاه عمان در منطقه جبل الاخضر وارد عمل شده و باعث نجات سلطان شدند، در سالهاي بعد هم اينان در جنگ عليه انقلابيون ظفار شركت داشتند (ارتش ايران نيز در زمان شاه و در همين دوره در جنگ عليه نيروهاي انقلابي ظفار شركت فعال داشت. مترجم) در سال 1963 نيروهاي SAS عليه مخالفان دولت اندونزي وارد عمل شده آنان را سركوب نمودند. همين نيروها قبل از شروع جنگ جزيره فالك لند ميان آرژانتين و انگلستان، وارد عمل شده و در شهر سان كارلوس آرژانتين دست به عمليات خرابكارانه زدند. در سال 1991 در جريان جنگ خليج نيروهاي SAS به پشت جبهه ارتش صدام نفوذ كرده و اقداماتي را عليه پايگاه موشكهاي اسكاد عراقي انجام دادند. هم اينان در جريان همين جنگ چاههاي نفتي كويت را به آتش كشيده و آن را به عراقي ها منتسب كردند.

 

اعضاي SAS در جريان جنگ در افغانستان مجاهدان را آموزش داده و تعدادي از آنان را به اردوگاههاي ويژه اي در اسكاتلند انتقال داده و طريقه سرنگون كردن هلي كوپترهاي روسي را به آنان آموزش دادند.

 

نيروهاي SAS در جريان سركوب مبارزات مردم ايرلند ابتدا با لباس رسمي خود شركت كرده ولي پس از مدت زماني آنان با لباسهاي مخفي و مبدل به ترور و ايجاد انفجارات عليه شهروندان ايرلندي دست زدند. براساس گزارش ساندي هرالد:

 

www.sundayherald.com/print25646

 

www.sundayherald.com/17827

 

يكي از ماموران SAS با نصب مواد انفجاري در سال 1998 باعث كشته شدن 29 شهروند بريتانيايي ميگردد و شخص ديگري از همين نيرو نوع جديدي از نارنجكهاي انفجاري را ميسازد كه ميشود آن را از راه دور منفجر كرد. مامور ديگر تحت نام مستعار (stakeknife) در اوائل سال 2002 اجازه مييابد تا در شهر بلفاست دست به قتل افرادي بزند كه براي وي مانع محسوب ميشده اند. همچنين شخص ديگري از همين نيرو دست به ترور يكي از فعالان حقوق بشر به نام «پات فانيوكين» ميزند. اين قتل در تاريخ 1989 انجام ميگيرد:

 

www.sundayherald.com/29997

 

شروع عمليات انفجاري در عراق در حدود سه ماه پس از اشغال كشور عراق انجام گرفت و اولين هدف آنان مركز سازمان ملل در عراق بود كه موجب كشته و زخمي شدن تعداد زيادي شد و در نتيجه اين دفتر براي هميشه در عراق تعطيل گرديد. سپس مركز صليب سرخ، سفارت اردن و پس از آن شخصيت هاي مذهبي از مذاهب مختلف مورد هجوم و قتل قرار گرفتند و اخيرا هم نيروهاي پليس بسيار ناتوان و ضعيف كشور عراق مورد تهاجم دائمي ماشينهاي انفجاري قرار دارند. موضوع سئوال برانگيز اينكه بيشتر اين انفجارات بر ضد شهروندان عراقي انجام ميگيرد و اگر آنطور كه آمريكائي ها ادعا دارند القاعده و زرقاوي براي مبارزه با آمريكايي ها آمده اند، چگونه است كه آنها برعكس عمل ميكنند. از طرفي اين اعمال آنان مخالف شريعت اسلام در جهت كشتن مسلمانان است و اين خود نشاندهنده اين است كه اين انفجارها توسط ماموران كشورهاي اشغالگر انجام ميگيرد. بدون شك اعمال اين انفجارها و كشتن شهروندان عراقي و ايجاد ناامني موجب آن خواهد شد كه اشغالگران مدعي شوند كه براي حمايت از مردم عراق بايد در اين كشور بمانند.

 

اعتقاد عمومي مردم عراق بر اين است كه نيروهاي آمريكائي، انگليسي و اسرائيلي به اين اعمال دست ميزنند تا در عراق هرج و مرج ايجاد كنند. بر اساس توضيحي كه عماد حضوري فيزيكدان عراقي در اين مورد ارائه ميدهد چنين است كه سربازان آمريكايي و يا ..... افرادي را كه داراي اتومبيل هستند بازداشت كرده آنان را براي بازجوئي به يكي از مراكز تفتيش ميبرند و در هنگامي كه فرد مزبور مورد بازجويي است ماموران آمريكايي، اسرائيلي و يا انگليسي در آن اتومبيل مواد انفجاري تعبيه ميكنند و پس از به اصطلاح تحقيقات شخص مذكور را رها كرده و او را براي گرفتن اوراق قانوني خود به فلان مركز در بازار، اداره پليس در فلان شهر و يا مكاني ديگر كه مملو از افراد است ميفرستند. در اين حال اين شخص و اتومبيلش به وسيله هلي كوپتر و رادار در كنترل است. وقتي اين شخص با اتومبيل خود به مكان مورد نظر رسيد، اتومبيل را به وسيله رادار و هلي كوپتر منفجر ميكنند، سپس زرقاوي و القاعده را متهم به ايجاد انفجار و كشتار بيگناهان مينمايند. اخيرا همين عمل جنايتكارانه را در مورد اتومبيلهايي انجام داده اند كه از سوريه به عراق آمده تا بدينوسيله سوريه را متهم به تروريسم در عراق كنند. اخيرا نشريه اينترنتي Baghdad Burning در ماه فوريه 2005 از شاهدان عيني نام برده كه شركت ماموران آمريكايي را در هنگام تعبيه مواد انفجاري در اتومبيلهايي كه در منطقه مامون در غرب بغداد منفجر شدند، ديده اند.

 

آقاي عبدالهادي دراجي يكي از مسئولان شهر «صدر» اظهار داشت كه اين انفجارها توسط نيروي انگليسي و آمريكايي و به قصد ايجاد اختلاف ميان شيعيان و سني ها انجام ميگيرد و هدف اصلي آنان كشاندن مردم عراق به جنگ داخلي است. وي گفت همه مردم اين موضوع را ميدانند كه نيروهاي ائتلاف و ماموران «موساد» اسرائيل در جهت آشفته كردن بيشتر اوضاع عراق به اين انفجارها دست ميزنند.

 

سخنگوي رسمي مقتدا صدر اظهار داشت كه دو مامور انگليسي بازداشت شده تروريست ميباشند زيرا آنان به همراه خود مقدار زيادي مواد انفجاري، اسلحه، دستگاه انفجار از راه دور، در درون اتومبيل داشتند و هدفشان ايجاد انفجاري عظيم در بازار مركزي شهر بصره بود و اينكه ارتش انگلستان با تمام توان خود به طور سريع براي نجات آنان وارد عمل شد دليل وحشت آنان از افشاء اعمال آنان است. به راستي وقتي انسان اين سئوال را برابر خود مينهد كه چه كساني از اين انفجارات سود ميبرند؟ پاسخ بديهي است كه تنها اشغالگران هستند كه برنده اصلي هستند زيرا آنان با متهم كردن نيروهاي مقاومت ملي ميكوشند ميان آنان و مردم عراق دشمني و فاصله بيندازند. انفجار در مسجد شيعيان امروز و انفجار ديگري در مسجد سني ها روز ديگر چه هدفي بجز تفرقه و نفرت مذاهب از يكديگر و كشاندن آنان به جنگ داخلي با يكديگر ميتواند داشته باشد؟ بوش و بلر هميشه در اظهارات سياسي خود بر روي مسئله اختلافات ديني در عراق تكيه ميكنند و رسانه هاي جمعي بين المللي در دو سوي آتلانتيك كه وابسته به همين دولتها هستند نيز به اين افكار دامن ميزنند. براي دامن زدن به همين اختلافات ميان مذاهب مختلف ارتش آمريكا ميكوشد از ميليشياي شيعه و كرد در مناطق سني نشين و براي سركوب آنان استفاده كند. در جنگ اخير و در شهر تلعفر متعلق به تركمانان از اين سياست پيروي شد.

 

تخريب عمدي خانه هاي مردم محروم تلعفر درست در جهت تعميق سياست ايجاد نفرت ميان مردم عراق و اعمال سياست «تفرقه بيانداز و حكومت كن» انجام گرفت. اين سياست اشغالگران در اين مسير انجام ميگيرد تا بتوانند عراق را به سه بخش سني، شيعه و كردنشين تقسيم كنند. هر آنگاه كه كشور به سه بخش تقسيم شد، آنان بسيار تضعيف ميشوند و براي بقاي زندگي خود نيازمند نيروهاي بيگانه خواهند بود كه در آن صورت بهترين توجيه براي اشغالگران براي بقاء درازمدت خود در عراق خواهد بود.

 

نيروهاي اشغالگر كشور يوگسلاوي با تقسيم اين كشور به اجزاي كوچك و ضعيف آنان را در ناتواني مطلق قرار داده و سرنوشت آنان هماني است كه امروز براي عراق در نظر دارند.

 

اين سياست همچنين با اهداف استراتژيكي اسرائيل منطبق است. دولت اسرائيل در سال 1982 پيشنهاد كرد كه عراق بايد به سه بخش شيعه، سني و كردنشين تقسيم شود و همين در عين حال سياستي است كه اسرائيل اكنون در مورد فلسطين دنبال ميكند. دولت اسرائيل ميكوشد ميان دولت فلسطين از يك سو و سازمانهاي مقاومت فلسطين جنگي به وجود آورد تا بتواند همه آنان را به سادگي در هم شكند.

 

دهم اكتبر 2005

 

  -----------------------------------------------------------------------

 

* دكتر الياس عاقل نويسنده و تحليلگر سياسي در آمريكا است. 


 

 استراتژی آمريكا در عراق

 

دكتر الياس عاقل *

                                       

 ترجمه: احمد مزارعي

 

مجله حقائق،  چاپ لندن

 

قتل در زندگي مردم عراق حالتي عادي و روزانه به خود گرفته است. در نتيجه تهاجماتي كه به وسيله نيروهاي مقاومت عليه اشغالگران انجام ميگيرد و عمليات تروريستي كه بر ضد مردم عراق به وقوع ميپيوندد روزانه 50 نفر به طور متوسط به قتل ميرسند. ميشود تهاجمات موجود در عراق را به دو بخش تقسيم كرد: مقاومت بر ضد اشغالگران و تروريسم عليه شهروندان.

مقاومت در ابتدا عليه نيروهاي گشتي آمريكائيها و كاروانهاي حمل مواد غذايي براي مراكز ارتشي انجام گرفت و بسيار گسترش يافت به طوري كه آمريكايي ها زمينگير شدند. آنان ابتدا با تعداد اندكي مقاومت خود را شروع و سپس در مراحل بعدي به گسترش عمليات و تشكيلات خود پرداختند. اسلحه آنان در شروع كار ابتدايي بود اما به مرور زمان توانستند از اسلحه هاي پيشرفته كه ميتوانست خودروهاي نظامي، تانكها و در مرحله بعدي هلي كوپترهاي دشمن را هدف قرار دهد، استفاده كنند. همچنين آنان توانستند بر تعداد عمليات روزانه خود بيفزايند به طوري كه اكنون بنا به اعتراف آمريكائي ها به 86 مورد در روز رسيده است. امروزه عمليات نيروهاي مقاومت در عراق براي آمريكائي ها بسيار دردناك است زيرا نميتوانند آنان را از مردم عادي تشخيص دهند و اين بدان علت است كه مردم در سراسر عراق از نيروهاي مقاومت حمايت كرده و آنان را مخفي ميكنند و حاضر نميشوند آنان را به دشمن تسليم كنند.

تروريسم به همراه نيروهاي اشغالگر آمريكايي وارد عراق شد. آنان با ايجاد تفرقه ميان شيعه، كرد و سني به نفرت در ميان مردم عراق دامن زدند و اين درست برعكس ادعاي دموكراسي خواهي آمريكا بود. دامن زدن به چنين نفرتي در ميان مردم عراق زمينه تقسيم اين كشور را به سه منطقه سني، شيعه و كردنشين فراهم ميكند و از طرفي هرگاه اين تقسيم انجام گيرد كار حكومت اشغالگران را نيز آسان ميكند. براي بيشتر كردن نفرت ميان شيعه و سني ماموران آمريكايي و اسرائيلي دست به ترور رهبران مذهبي دو گروه زدند و برنامه را آنچنان تنظيم نمودند كه گويا شيعيان و سني ها از يكديگر انتقام ميگيرند. اما اين برنامه آنان با شكست روبرو شد و در مناسبات مختلفي كه پيش آمد رهبران مذهبي سني و شيعه وحدت خود را اعلام داشته و توطئه اشغالگران را خنثي نمودند. از سوئي آمريكايي ها و اسرائيلي ها دست زدن به عمليات تروريستي مشابه در كردستان را ضروري نميدانستند زيرا كردستان تقريبا حالتي جدا شده از عراق داشت و ضرورتي براي ايجاد تفرقه نداشت.

آمريكايي ها اين شيوه ايجاد نفرت ميان شهروندان يك كشور را در جريان جنگ دوم جهاني در پيش گرفتند؛ شيوه اي كه گروهي شهروند بيگناه را به قتل ميرسانند و آنگاه اين قتل را منتسب به بخشي از مردم همان شهر ميكنند. دولت آمريكا دست به تبليغات گسترده اي زد تا وانمود كند كه مقاومت در عراق به وسيله تشكيلات زرقاوي و القاعده انجام ميگيرد، اما عليرغم همه ادعاي آنان تاكنون نتوانسته اند يكي از آنان را دستگير و در تلويزيون به مردم نشان دهند. آنان هميشه ادعا كرده كه تعدادي افراد القاعده را دستگير و يا به قتل رسانده اند، و متاسفانه اين ادعاي آمريكايي ها تا حد زيادي مورد قبول عامه قرار گرفته و اين بدان علت است كه بوش تبليغ خود را عليه تروريسم اينچنين آغاز كرده و با رسانه هاي جمعي نيز توافق شده تا اين ادعا را به طور گسترده تبليغ كنند. ارتش آمريكا با استفاده از اين تبليغات به عمليات گسترده اي عليه شهرهاي عراق دست زد، ساختمانها و همه موسسات مدني را در اين شهرها تخريب نمود و تعداد زيادي از شهروندان را به قتل رسانيد و عده زيادي را دستگير كرد و همه اينها به نام تروريسم و زرقاوي و القاعده انجام ميشود. اما هدف اصلي ارتش آمريكا انتقام از ساكنان شهرهاي عراقي است زيرا اهالي اين شهرها حاضر نيستند نيروهاي مقاومت را تحويل آمريكايي ها بدهند. ارتش آمريكا به تخريب شهرهاي مختلف ميپردازد تا با ايجاد ارعاب و وحشت مردم را از حمايت از نيروهاي مقاومت باز بدارد. در زمان جنگ دوم جهاني ارتش آلمان نازي همين معامله را با مردم چكسلواكي كرد، آنها در آن دوره بسياري از روستاها را به اين دليل كه اعضاي ارتش مقاومت را مخفي ميكردند به طور كامل نابود كردند.

در ماه اپريل 2004 دولت آمريكا «نگروپونتي» را به عنوان سفير خود در عراق تعيين نمود. وي در راس سفارت آمريكا قرار گرفت. سفارت آمريكا در عراق داراي سه هزار كارمند است كه همگي از ماموران CIA و ساير سازمانهاي اطلاعاتي ميباشند. انتخاب نگروپونتي به علت تاريخ سياهي بود كه وي در قتل و كشتار بيگناهان در ساير كشورها داشت. نگروپونتي ابتدا كار خود را تحت عمليات «فونيكس» در ويتنام آغاز كرد، وي مسئوليت تشكيل گروههاي آموزش تخريب و مرگ را در ويتنام به عهده داشت. گروه تحت نظر او بيش از چهل هزار تن از چريكهاي ويتنامي را به قتل رساندند. او سپس به كشورهاي آمريكاي لاتين، فيليپين، مكزيك و در نهايت به عراق فرستاده شد.

در سال 1981 ريگان رئيس جمهوري وقت آمريكا نگروپونتي را به عنوان سفير به كشور هندوراس فرستاد. نگروپونتي در هندوراس به تشكيل گروهي براي قتل و كشتار مخالفان دولت «جنرال گوستاو مارتينز» پرداخت. وي همچنين دست به تشكيل گروهي از مخالفان دولت نيكاراگوئه تحت نام كونتراها زد تا بتوانند با توسل به ترور و تخريب موجبات سقوط دولت انقلابي ساندينيست ها را فراهم كنند. همچنين نگروپونتي به حمايت و سازماندهي گروههاي تروريستي در السالوادور پرداخت تا به قتل كشاورزان اين كشور كه از نيروهاي انقلابي حمايت ميكردند بپردازند. با اين حساب اعزام نگروپونتي به عراق با اهدافي مشابه انجام ميگرفت تا وي بتواند با ايجاد گروههاي مرگ به تفرقه و تخريب در ميان مردم عراق مشغول شود و موجب تضعيف نيروهاي مقاومت ملي در عراق گردد.

اگرچه نگروپونتي مدت زيادي در عراق نماند، اما پيش از رفتن مسئوليت ادامه كاري خود را به دو نفر كه داراي تجربيات فراواني در ايجاد گروههاي ترور و مرگ و تخريب داشتند، واگذار نمود، آن دو نفر يكي «جيمز استيل» بود كه در سالهاي هشتاد مسئوليت يك گروه 55 نفره نيروهاي ويژه آمريكايي در السالوادور را به عهده داشته و ديگري «استيوكاسل» كه تحت نام مبارزه با مواد مخدر سالهاي درازي مبارزه عليه نيروهاي انقلابي در آمريكاي لاتين را به عهده داشته است. اين دو نفر در وزارت كشور عراق به كار پرداختند. برنامه آنان تربيت ميليشياي مسلح براي شخصيت هاي عراقي همچون علاوي و چلبي و با هدف حمايت از آنان بود. اين نيروها رابطه اي با دولت عراق ندارند بلكه در خدمت پيشبرد افراد و شخصيت هاي وابسته به آمريكا هستند. گروههاي ديگري توسط اين افراد تحت عنوان گردان كوماندو 36 و گردان 40 در درون ارتش عراق و گردان هاي «شير» و «گرگ» كه هدف همه اينان مبارزه سرسختانه با مخالفان دولت ميباشد. يكي از خونخوارترين گروههاي كوماندويي كه توسط اين دو نفر تربيت شده اند گروهي پليسي است كه زير نظر ژنرال عراقي «عدنان ثابت» عمل ميكند، تعداد آنها ده هزار نفر است كه از تعداد ارتش انگلستان در عراق هم بيشترند و اين دومين گروه نيروهاي ضربتي بعد از انگليسي ها ميباشند. همه گروههايي كه توسط اين دو شخص تربيت شده اند زير نظر بعثي هائي عمل ميكنند كه توسط علاوي انتخاب شده اند و اينان سرسختانه با نيروهاي مقاومت به جنگ ميپردازند. از ميان اين بعثي ها ميتوان از «فلاح نقيب» وزير كشور عراق كه پسرعموي ژنرال «عدنان ثابت» است، وزير دفاع كشور عراق حازم شعلان (اين شخص به اتهام اختلاس دو ميليارد دلار تحت تعقيب است. مترجم) و ژنرال محمد شهواني رئيس اطلاعات كشور عراق نام برد.

غالب افراد ميليشياي اين گروهها از شيعيان انتخاب شده اند و از آنان در مناطق سني نشين و بويژه در منطقه اي معروف به «مثلث سني» استفاده ميشود. اين سياست درست در جهت ايجاد تفرقه مذهبي ميان مردم عراق در پيش گرفته شده است. استفاده از پيشمرگهاي كرد و شيعه به مثابه پيكان حمله عليه سني مذهبان و تخريب خانه و كاشانه آنان زمينه جنگ داخلي را فراهم مياورد.

از طرف ديگر سربازان نيروي دريايي آمريكا نيز براي خود دست به تشكيل گروههايي ويژه زده اند. در ژانويه 2004 گردان هفتم نيروي دريايي آمريكا در عراق دست به تشكيل گروهي كماندوئي مركب از 61 نفر تحت نام «پاسداران آزادي عراق» زد. گروه ديگري تحت نام «مجاهدان آزادي» توسط هم اينان به وجود آمده و از هر دو گروه مذكور در تهاجم به شهر انبار استفاده شده است.

 

از همه اين گروهها در جهت مبارزه با نيروهاي مقاومت استفاده ميشود. دستگيري افراد سني و مقاوم به معني مرگ آنهاست. هر روز در عراق تعداد زيادي جسد گمنام در گوشه و كنار كشور كشف ميشود. بر بيشتر اجساد اين قربانيان آثار شكنجه مشهود است. يك ژنرال آمريكايي به نام «وين داونينج» اعتراف كرد كه هدف گروههاي مرگ و كوماندوهاي پليس مبارزه و قتل نيروهاي مقاومت است. او اين تاكتيك را بر ضد نيروهاي مقاومت عملي واجب و مشروع دانست و اظهار داشت كه از ابتداي اشغال عراق اين نوع مبارزه با مخالفان ادامه داشته است.

رسانه هاي جمعي آمريكا با تبليغات گسترده ميكوشند هرگونه حمايت از نيروهاي مقاومت را محكوم نمايند و تلويزيون آمريكايي ها در عراق در تمام شبهاي هفته ميكوشد با تبليغ عليه نيروهاي مقاومت و اينكه آنان افرادي جنايتكار، معتاد و همجنس گرا ميباشند، مردم را از همكاري با آنان باز دارد. اين تلويزيون ميكوشد اينگونه وانمود سازد كه افراد نيروهاي مقاومت اعمالي بر خلاف «اسلام و مصالح مسلمانان» انجام ميدهند و به همين دليل نبايد در مورد آنان هيچگونه رحم و شفقتي به كار برد.

همچنين نيروهاي آمريكايي از تاكتيكي به نام «گلاديو» كه در زبان ايتاليايي به معني شمشير است استفاده ميكنند. اين تاكتيك ابتدا در جريان جنگ جهاني دوم توسط چرچيل نخست وزير انگلستان و «آلان دالاس» رئيس سازمان سيا در آن زمان تنظيم شد. در آن زمان ناتو با كمك CIA گروههايي را به طور محرمانه تشكيل دادند تا در كشورهاي ايتاليا، اسپانيا، آلمان، پرتغال و فرانسه دست به ترور و كشتار شهروندان بزنند و سپس آن را به گردن كمونيست ها بيندازند تا از اين راه بتوانند موجي ضد كمونيستي در ميان مردم به وجود آورند، بطوري كه خود مردم خواستار مبارزه با كمونيست ها توسط دولت شوند. اين سياست براي مدتي اعمال گرديد. همين سياست اكنون توسط آمريكا در عراق در حال انجام است، با اين شيوه آنان هم به تفرقه در ميان مردم دست ميزنند و هم عليه نيروهاي مقاومت تبليغ ميكنند. امروزه بوش و بلر همين سياست ها را حتي در كشور خود به نوعي اعمال ميكنند.

به خاطر منزوي كردن نيروهاي مقاومت، تاكتيك «گلاديو» به وسيله آمريكايي ها در عراق در حال انجام است. آمريكايي ها اين شيوه را به كار ميبرند تا مردم عراق و ملتهاي همسايه عراق را از نيروهاي مقاومت دور سازند. همين چندي پيش بود كه سفير مصر و الجزائر در عراق ربوده شده و به قتل رسيدند. استراتژي بوش در عراق ايجاد نفرت و تفرقه در ميان مردم عراق است اگرچه آنان ابتدا با ادعاي استقرار «آزادي و دموكراسي» به عراق آمدند.


صدای مقاومت ملت عراق

 

مصاحبه با دکتر محمد عبیدی

 

Kefaya.org منبع :   سایت     

 

ترجمه : احمد مزارعی

 

نبود رسانه های جمعی آزاد در جهان مانع از آن شده تا جهانیان بدرستی حقیقت آنچه را که در عراق میگذرد در یابند و از عمق سیاستهائی که آمریکا در آنجا دنبال میکند پی ببرند .

علیرغم گستردگی کشتار و تخریب در سراسرکشور عراق با وجود این رامسفلد و سایرین از " پیشرفتهائی" که در عراق حاصل شده سخن میرانند و روزنامه های آمریکائی بجای آنکه حقایق را بیان کنند و بفکر آن باشند تا شاید راه حلّی برای این فاجعه عظیم انسانی بیابند، از این گفته دیک چینی صحبت می کنند که نیروهای مقاومت در عراق –

" نفسهای آخر" خود را میکشد . از آنطرف جورج بوش از ملت آمریکا میخواهد تا خود را برای جنگی دراز مدت آماده کنند.

دکتر محمد عبیدی عضو "جنبش مقاومت ملی" در عراق است و در مصاحبه خود اطلاعات با ارزشی را به علاقمندان اوضاع عراق ارائه میدهد ، خوانندگان برای اطلاعات بیشتر میتوانند به سایت ** مراجعه کنند.

اطلاعات موجود در مصاحبه دکتر عبیدی برای ما ایرانیها نیز بسیار با ارزش است ، زیرا دولت آمریکا با تمام توان خود میکوشد جنگی ظالمانه بر علیه کشور ما نیز براه اندازد، اگر چه ما در ایران با حاکمیت ارتجاعی و قرون وسطائی روبرو هستیم امّا حل مسئله دموکراسی و عدالت اجتماعی و تغییر نظام موجود در ایران وظیفه ملت ایران است و آمریکا و یا هر کشور استعماری دیگری هیچگاه دایه  مهربانتر از مادر برای ما نخواهند بود.

مترجم

   ---------------------------------------------------------

 

س: بسیاری از اطرافیان بوش اعلام میدارند که آنان که در عراق مقاومت میکنند، باقیمانده های حزب منحل بعث که دستشان از قدرت کوتاه شده میباشند و یا کسانی هستند که از کشورهای همسایه عراق به قصد خرابکاری باین کشور آمده اند، نظر شما در مورد این ادعا ها چیست ؟

 

ج: ملت عراق علی العموم و اعضاء نیروهای مقاومت ملی بدرستی میدانند که ادعاهای مذکور جزء تبلیغات روانی است که بقصد تضعیف آنان انجام میگیرد . آنچه که واضح است و عملاً انجام میگیرد این است که مقاومتی گسترده از مجموع ملت  عراق با یک هدف تشکیل شده و آن بیرون راندن نیروهای اشغالگر از سرزمین عراق است . جمعی بودن نیروهای مقاومت خود امتیاز بزرگی است و نشاندهنده ملّی بودن این مقاومت است در این جنبش تنها عراقی بودن ملاک است ، مقاومت از همه گروهها ی ملّی عراق، اسلامی ، بعثی، ملیون، ناسیونالیست ها و مهمتر اعراب شعیه و سنی در آن شرکت دارند. 

 

در جریان جنگ فلوجه آمریکائیها ابتدا مدعی بودند که غالب جنگجویان درون شهر بیگانگان و یا آنگونه که میگفتند اعراب مسلمان از کشورهای دیگر میباشند، امّا پس از تخریب  شهر بر سر ساکنان بیگناه ، در پایان خود اعلام کردند که بیگانگان جنگنده داخل شهر فقط 2% بوده اند . اما آنچه که بسیار مهم بود نتیجه گیری خود عراقیها بود که بسیار تاثیر منطقی درعملکرد آنان نسبت به مقاومت داشت . هنگامیکه آمریکا به تجاوز علیه عراق دست زد، خود از سراسر جهان نیرو جمع نموده از هزاران مایلی کشور عراق و از هر جائی که توانست و از ملیّت های مختلف جهان، آیا این عمل آمریکا خود سبب آشکاری  بر آن نمیشود که برداران عرب ما برای کمک به ما و نجات، به کمک ما بشتابند؟ چه بهتر که آنان برای اخراج اشغالگران آمریکائی بما کمک کنند، و چرا نباید به کمک ما بشتابند سئوالی است که مایلم از هر شهروند آمریکائی بپرسم .

 

امّا در مورد اینکه نیروهای مقاومت چه رابطه ای با صدام دارند و چگونه به او می اندیشند، باید بگویم که همه شاخه های مقاومت متحدانه نسبت به وی نفرت دارند و همگان میدانند که نظام ظالمانه وی چه بر سر ملت و کشور ما آورد، ما باید عاقلانه بیندیشیم، امروز نظام صدام برای همیشه از سرزمین ما رخت بر بست و جورج بوش نمیتواند و حق ندارد همچنان ما را در گروگان آن نظام نابود شده نگهدارد.

 

س: چگونه میتوان میان نیروهائی که وابسته به مقاومت ملی هستند و آنهائی که نیستند فرق گذاشت ؟

 

ج: فرق میان این دو را ما میتوانیم از نوع کارهایشان تشخیص دهیم، نیروهای ملی مقاومت عملیاتشان را بر ضد نیروهای اشغالگر و وابستگانشان انجام میدهند،  در نبود استقلال و کشور تحت اشغال بیگانه نیروهای نظامی شهر در خدمت اشغالگران قرار دارند و هدف نیروهای مقاومت خواهند بود، زیرا آنان همدستان و خدمتکاران اشغالگرانند. هر عمل دیگری که بر علیه شهروندان و درجهت آسیب رسانیدن بآنان انجام میگیرد مسلماً مربوط به نیروهای مقاومت ملی نیست و بر ضد آنان عمل میکند. مثلاً تاکنون هزاران نفر از شخصیتّ های علمی کشور، استادان دانشگاهها، مهندسان، خلبانان و نظامیان در کشور عراق ترور شده اند، اینان از مفاخر ملی ما بوده و میتوانستند خدمات بسیار ارزنده ای به ملت ما عرضه بدارند، سئوال اینست که نیروهای مقاومت ملی که در راه آزادی ملت و کشور عراق مبارزه می کنند چه سودی از قتل این دانشمندان عایدشان میشود؟ این امر برای غالب مردم ما کاملاً روشن است و میدانند که انگشت چه کسانی ماشه های تفنگ را برای قتل این نخبگان ملی می فشارد، همینان هستند که در عین حال ثروتهای ما را بغارت میبرند ، مسئله بسیار روشن است .

 

س: علیرغم اینکه همه شاخه های نیروهای مقاومت ملی در عراق بارها تهاجمات بر علیه مردم بیگناه را محکوم کرده اند، با وجود این جورج بوش همیشه انگشت اتهام خود را بسوی نیروهای مقاومت ملی عراق نشانه میرود، نظر شما در این مورد چیست ؟

 

ج: دو باره میگویم ، این اتهامات جزء تبلیغات دائمی اشغالگران است . من در گذشته نیز گفتم که نیروهای مقاومت هیجگاه شهروندان بیگناه را مورد هدف قرار نمیدهند آنان را بهیچ عنوان نمیتوان با ین اعمال متهم نمود . همه آنان بارها این اعمال را محکوم کرده اند ، آنها خود بخشهایی از ملت هستند و غیر منطقی است که بخود شان آسیب وارد آورند . امّا مسئولان آمریکائی چرا از ملیشیائی که خود در عراق بوجود آورده و به آنهمه اعمال قتل و تخریب خانه و کاشانه مردم دست میزنند، افراد ملیشیای پیشمرگ و گُردان بدر و حکیم، گزارشات دقیقی در مورد اینان موجود است که بیگناهان را در درون مساجد بقتل رسانده و یا کسان دیگری که مخالف نیروهای اشغالگر بوده اند و با دولت دست نشانده مخالفت نشان داده اند . آمریکائیها و بسیاری سازمانهای بین المللی عموماً در مورد اعمال این جنایات سکوت در پیش گرفته اند .

س: مردم عراق، آنانیکه شما بنام آنان سخن میگوئید ، چه توصیفی در مورد نیروهای اشغالگر و مقاومت دارند؟

 

ج: اجازه بدهید در برابر این سئوال شما سئوالی دیگر مطرح نمایم. اگر شخصی بعلت اشغال تجاوز کارانه کشورش یکی از عزیزان خود را از دست بدهد، به چه حالی دچار خواهد شد؟

امروز در عراق صدها هزار نفر وجود دارند که عزیزانی را از خانواده خود یا برای همیشه از دست داده و یا اینکه عزیزانشان در شکنجه گاههان آمریکائیها بسر میبرند و این در حالی است که آنان نمیدانند بر سر عزیزانشان چه آمده ، در کدام زندان و کدام شکنجه گاه و در کجای عراق بسر میبرند ، این است جنایاتی که اشغالگران بر سر مردم عراق آورده اند.

آری ملت عراق از اینهمه اعمال ظالمانه اشغالگران کاسه صبرشان لبریز شده ، آنان تحمل دیدن اشغالگران در سرزمین خود را ندارند . نیروهای مقاومت برای یافتن داوطب مبارزه با اشغالگران با هیچ مشکلی روبرو نیست ، صدها هزار نفر از ملت عراق حاضرند تا جان خود را در راه آزادی میهن خود فدا کنند. اجازه بدهید مطلب دیگری را بیفزایم. فکر میکنید عکس العمل مردمی که از داشتن برق و آب در هوای بسیار گرم عراق محروم  و روزهای متمادی باید این شکنجه را تحمل کنند، چیست؟ دو سال از اشغال کشور عراق گذشته است تاسیسات زیر بنائی همچنان مخروبه مانده است خواهشمندم این را دیگر بحساب مقاومت مسلحانه نگذارید، زیرا ما میدانیم که بودجه تعیین شده برای این تاسیسات چگونه حیف و میل میشود و بکجا میرود . این اعمال بخاطر انتقام گیری از مردم انجام میگیرد، بویژه در شهر بغداد که بیشترین مقاومت وجود دارد و ساکنان شهر بغداد بیشترین پشتیبانی را از فرزندان مقاوم خود بعمل میآورند.

 

س: شما میگوئید که این کردار آمریکائیها به منظور اِعمال فشار وانتقام جمعی از مردم عراق است، دلیل شما برای خوانندگان و مردم جهان و آنچه که در عراق میگذرد چیست ؟

 

ح: من براین مطالبی که مطرح میکنم کاملاً مطمئن هستم وتاکید می کنم ، آنچه  در شهرهای فلوجه،  سامرا، رمادی، کربلا، هیت، قائم و سایر شهرها و شهرستانهای عراق اتفاق افتاده و مردم را در این شهرها عامدانه از آب و برق و خدمات بهداشتی محروم کرده اند ، به هیچ عنوان قابل انکار نیست ،  در این حوادث نه فقط عراقی ها شهادت داده اند که البته کافی میبود، حتی سازمانهای دیگر جهانی واز جمله صلیب سرخ نیز بر این واقعیلت شهادت داده اند . یک دقیقه باین موضوع بیاندیشید، آیا شهر بعداد را با هفت ملیون جمعیت بمدت 3 یا 4 روز بدون آب و برق گذاشتن اگر انتقام جمعی نباشد چه نامی میتوان بر آن نهاد.

 

میلیونها انسان در شهری باین گستردگی و محرومیت صدها هزار کودک از آب آشامیدنی را در آن حرارت مقایسه کنید با عکسی که رویتر از سربازان آمریکائی در حال شنا در استخرهای بزرگ یکی از قصرهای صدام در بغداد منتشر کرده بود.  در همان لحظه هزاران کودک تشنه  در صفهای طویل ایستاده بودند تا قطراتی آب به گلوی خشکیده اشان برسد ، اگر نام اینرا انتقال جمعی نگذاریم پس چه نامی میتوان برآن نهاد؟

 

اضافه بر آن گزارشان دیگری نیز در دست است که سربازان آمریکائی مشغول تخریب مخازن بزرگ آب هستند. برای نمونه میتوان از مخزن بزرگ آب منطقه کرخ نام برد . شاهدان عینی گزارش داده اند که دقایقی پس از ترک سربازان آمریکائی در منطقه مخازن آب کرخ انفجارات بزرگی بوقوع پیوسته و موجب انهدام آن گردیده است .

 

چرا جهانیان عکس العمل مناسبی در برابر این جنایات انجام نمیدهند؟ آیا اینها داستان هائی است که عراقی ها ساخته اند؟ آیا زمان آن نرسیده تا جهانیان باین فریادها گوش فرا دهند؟.  بیش از نباید اجازه داد که نیروهای اشغالگر آمریکائی و انگلیسی به تحریف حقایق ادامه دهند.  اشغالگران هیچگاه حقایق را بیان نخواهند کرد .

 

س: اخیراً رامسفلد مدعی گردید که نیروهای مقاومت در عراق در میان خود از وحدت و یکپارچگی یر خوردار نبوده و هم چنین برای آینده عراق نیز برنامه ای ندارند ، در این خصوص اهداف بلند مدت نیروهای مقاومت ملی برای عراق چیست؟

 

ج: باید بگویم که این ادعای رامسفلد مطلقاً درست نیست . همه شاخه های مقاومت بر سر مسئله اخراج اشغالگران آمریکائی و سایران کاملاً وحدت نظر دارند . همه شاخه های مقاومت که با مردم رابطه دارند باین امر ایمان دارندکه خود را در برابر مردم عراق ملزم میدانند تا از حقوق مردم عراق به دفاع برخاسته و با تمام توان خود با اشغالگران تا اخراج آنان به مقاومت ادامه دهند، برای آنان بسیار مهم است که نیروهای بیگانه رااز کشور بیرون کنند و همه آثار سوء و مخّرب آن را نیز از میان بردارند . اما در مورد برنامه دراز مدت آنان برای آینده عراق، ما میکوشیم در آینده عراقی داشته باشیم با سیستمی پلورالیستی و چند حزبی و دموکراتیک که شهروندان در آن بمثابه عراقی و نه وابسته به این مذهب و یا آن قوم، ما مخالف انتخابات نیستیم بلکه با انتخابات در زیر سایه اشغالگر و بدستور آنان مخالفیم، هر آن کسی سئوالی در مورد جزئیات برنامه ینروهای مقاومت داشته باشد میتواند از طریق شخصیت های رسمی و یا –

اسنادی که بچاپ میرسد اطلاع حاصل کند، اهداف مقاومت دائماً بشکل علنی منتشر میگردد.

 

س: موضع نیروهای مقاومت در برابر حکومت فعلی عراق چیست ؟

 

ج: قبل از هر چیز باید بگویم که از نظر مقاومت که نماینده ملت عراق است ، انتخابات گذشته باطل است زیرا مغایر قوانین شناخته شده بین المللی است . وثیقه های بین المللی و شناخته شده از طرف سازمان ملل اشعار میدارد که اشغالگران در هر کشوری حق ندارند ساختار اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی آن کشور را در هم بریزند .

 

نیروهای اشغالگر ساختار سیاسی جامعه را آنچنان تغییر دادند تا با منافع ومصالح آن ها منطبق گردد، تعییراتی بوجود آورده اند که میان مردم تفرقه و جدائی ایجاد کند و افراد گروههای مختلف را بجان یکدیگر بیاندازند که خوشبختانه ملت عراق تا کنون باین بازی خطر ناک تن نداده است . نیروهای اشغالگر میکوشند تا جنگ داخلی را به مردم عراق تحمیل کنند، آنان سیاست استعماری " تفرقه بیانداز و حکومت کن" را شدیداً دنبال میکنند.

 

ملت عراق و در رأس آنان اعضاء مقاومت ملی آشکارا می بینند که دولت آمریکا هر تضمینی که در عراق میگیرد و هر برنامه ای را به اجرا در میآورد تنها منافع و مصالح کوتاه مدت و دراز مدت استعماری خود را در نظر دارد و کسانیکه نیز در این مسیر از طرف آمریکا بخدمت گرفته شده اند جزء بد نام ترین افراد بوده اند،  کسانی بوده اند که سالهای زیادی در خدمت سازمانها ی جاسوسی بیگانگان بوده و اکنون نیز ابائی ندارند از اینکه جاسوسی خود را برای بیگانگان بیان کنند . به گذشته  سیاه علاوی و چلبی و بسیاری دیگر نظر افکنید، آیا چنین افرادی میتوانند در خدمت ملت خود قرار بگیرند، اینان هیچ رابطه ای با مردم عراق نداشته و بجاست که مورد نفرت مردم بوده و هدف نیروهای مقاومت باشند.

باور کردنی نیست که آمریکا میلیاردها دلار پول و اسلحه و امکانات را در جنگ بر علیه عراق بکار گیرد، هزاران سرباز بصورت کشته و معلول و روانی روی دستش بماند  و آنگاه اجازه دهد که در عراق انتخابات آزاد برگزار شود  و " آزادی" و " دموکراسی" در عراق بر قرار گردد. تمام توان آمریکا در این مسیر بکار میرود تا دولتی بر سر کار بیاید و بماند که بتواند منافع دراز مدت آمریکا را حفظ کند و قرار دادهائی را برای بقاء پایگاههای چهارده گانه در عراق برای اهداف شوم خود نه تنها برای عراق بلکه برای تجاوز به خاک سایر کشورهای منطقه بامضاء برساند .

 

دولت آمریکا کوششی فراوان بکار برد تا انتخابات در عراق  ظاهری " دموکراتیک " داشته باشد تا شاید بتواند پوششی باشد بر همه آن جنایات و بی آبروئیهای گذشته اش در عراق،  امّا نیروهای مقاومت این ترفند ها را بر ملا ساختند و همگان شاهدند که از ابتدای اشغال عراق همان آش و همان کاسه باقی مانده و هیچ مزدوری جایش عوض نشده، فقط نامهای مختلفی در این مسیر خونبار تغییر یافته است .


گروههای مرگ و گردانندگان اصلی

جنگ قومی در عراق

بخش اول

 

ماکس فولر
منبع: www.Iraqpatrol.com
برگردان احمد مزارعی 

سحرگاه روز 14 سپتامبر 2005 و ساعتی قبل از به قتل رسیدن 88 نفر کارگر در انفجار بزرگی در بغداد، یک گروه متشکل از 50 نفر که لباس های رسمی نظامی به تن داشتند، به شهرک تاجی در 16 کیلومتری شهر بغداد وارد شدند، پس از تفتیش شهرک،  17 نفر از ساکنین را که همگی به شغل هایی از قبیل: سبزی فروشی، یخ فروشی، رانندگی تاکسی و از این قبیل روزگار می گذراندند  دستگیر، چشمشان را با چشم بند بسته و دست های آنان را نیز با دست بند بسته، سپس به میدان اصلی شهرک  بردند و با شلیک گلوله ای در مغز هر یک  به قتل رساندند.

چه کسانی شیعیان و سنی ها را می کشند؟

نقش رسانه ها در پاشیدن بنزین بر آتش چیست؟

آیا گروههای مرگ وجود دارند؟ کجا مخفی شده اند؟

چه کسانی آنان را اداره می کنند؟ و چرا؟

پاسخ سوالات بالا را در مطلب زیر می یابیم.

گسترش گروههای مرگ در عراق به امری عادی تبدیل شده، اما تبلیغات رسانه ها بر اساس یک طرح جامع می کوشند مسئولیت همه این جنایات را متوجه میلیشیای شیعه نمایند، ملیشیایی که پس از نخست وزیر شدن جعفری قدرت گرفته اند و یا آنان را به گروههای سنی بنیادگرا منتسب کنند.

گزارش دقیقی که پیش رویتان می بینید  سعی بر آن دارد تا نقبی به گردانندگان اصلی این جنایات ضد انسانی بزند و اهدافی که از این جنایات می تواند در خدمت نیروهای اشغالگر در آید، روشن گردد.

سحرگاه روز 14 سپتامبر 2005 و ساعتی قبل از به قتل رسیدن 88 نفر کارگر در انفجار بزرگی در بغداد، یک گروه متشکل از 50 نفر که لباس های رسمی نظامی به تن داشتند، به شهرک تاجی در 16 کیلومتری شهر بغداد وارد شدند، پس از تفتیش شهرک،  17 نفر از ساکنین را که همگی به شغل هایی از قبیل: سبزی فروشی، یخ فروشی، رانندگی تاکسی و از این قبیل روزگار می گذراندند  دستگیر، چشمشان را با چشم بند بسته و دست های آنان را نیز با دست بند بسته، سپس به میدان اصلی شهرک  بردند و با شلیک گلوله ای در مغز هر یک  به قتل رساندند.( Newsday, Aljazeera, Juancole)

حوادث بالا خشونتی است گسترده که این روزها در عراق به اشکال مختلف به صورت انفجار بمب ها شهروندان بیگناه را هدف قرار می دهد. گرچه حوادث بالا هر روزه اتفاق می افتد و گروههای مرگ بطور گسترده عمل می کنند، اما به دلیل شیوه تبلیغاتی رایج فاش نمی شود و از دیدگان عموم مخفی می ماند. 

شیوه کشتار جمعی برای اولین بار در ماه مارس سال گذشته اتفاق افتاد که دهها جسد مردم بیگناه عراق در یک محل انباشت زباله در شهر بغداد کشف شد. دست ها و چشم های اجساد بسته بودند و آثار شکنجه فراروان بر بدن آنان مشهود بود  و نشان می داد یک به یک را با شلیک گلوله ای در مغزشان کشته بودند.

در روز پنجم مارس امسال نیز، 15 جسد دیگر در منطقه «کسره» و « عطش» کشف شد که همگی بوسیله تک تیری در مغزشان به قتل رسیده بودند. آن ها همه از کشاورزان همان منطقه بودند. در اجساد اینان نیز آثار شکنجه دیده می شد: چشمانشان از حدقه درآمده بود، جمجه ها شکسته و علائم سوختگی بر تنشان با وضوح دیده می شد. اهالی اظهار داشتند که اینان بتوسط ماموران دولتی دستگیر شده بودند.( به نقل از Guardian, BBC
)

در کمتر از دو هفته بعد 15 جسد دیگر کشف شد که اینان نیز با وضع فجیعی بقتل رسیده و در منطقه ای بنام ( Kuna
) رها شده بودند. امام مسجد محل و رئیس مرکز وقف سنی ها، بنام عدنان محمد سلمان دلیمی اظهار داشت که اینان یا در مسجد و یا در خانه هایشان بتوسط ماموران دولتی دستگیر شده بودند (ArabicNews.com) دلایل بسیار آشکار و غیر قابل انکار بود. « هئیت علمای مسلمین» که یک مرکز معتبر مذهبی متعلق به سنی هاست، با صدور بیانیه ای نیروهای دولتی را مسئول قتل های مذکور دانست.

در همین بیانیه اشاره شده که نیروهای بدر، شاخه مسلح مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و دولت ، مسئول چنین اعمال تروریستی دولتی هستند.(Financial Times) از آن زمان هر روزه تعداد زیادی از این نوع کشته ها به مرکز پزشکی بغداد آورده می شوند. بیشتر اینان یکسان به قتل رسیده اند: دستها و چشم ها بسته، بر اجساد آنان آثار شلاق، سوختگی شدید، مضروب کردن با شیئی داغ و در نهایت گلوله ای در مغز. (یاسر صالحی خبرنگار مجله Knight Ridder) به قتل رسیده اند. یاسر صالحی سه روز پس از چاپ این مقاله در یک ایستگاه تفتیش که در سراسر شهرها به پا کرده اند  توسط یکی از تک تیراندازان آمریکائی بقتل رسید.

بدرستی نمی توان تعداد دقیق مقتولین را بدست آورد، در یک مورد یاسر صالحی نوشته بود بیش از 30 مورد از چنین اتفاقاتی در خلال یک هفته افتاده است. در همین زمان مدیر مرکز پزشکی شهر بغداد می گوید ماقبل از اشغال شدن به وسیله نیروهای جدید امرکائی ماهانه 200 تا 250 جسد دریافت می داشتیم که حد متوسط 16 نفر آنان با گلوله بقتل رسیده و نحوه کشته شدن بقیه نیز مشکوک بودند. اما اکنون هرماه بین 700 تا 800 جسد دریافت می کنیم که 500 نفر آنان با گلوله بقتل رسیده اند (Salihee op.cit
) و رابرت فیسک در روزنامه مستقل ایندیپندنت لندن می نویسد: " جسدهای فراوانی بر رویهم انباشته شده و اجساد فراوان دیگری که ناشناخته مانده است که باید شناخته شوند.(Robert Fisk) این قتل ها تنها به شهر بغداد خلاصه نمی شود، برای مثال روزانه بین 6 تا 24 کشاورز از روستای " هاشمیات" در 15 کیلومتری شهرستان یعقوبه توسط همین ماموران دستگیر می شوند، اجساد آنان در روزهای اخیر در حالکیه قطعه قطعه شده بودند، در یک مایلی روستایشان یافت می شود (Associated Press) در تاریخ هشتم سپتامبر، 18 نفر از روستای اسکندریه در 40 کیلومتری جنوب بغداد بتوسط همان ماموران دستگیر و آنان را در قطعه زمینی متروک در همان نزدیکی بقتل می رسانند.(Xinhuanet)

اینها مثال های کوچکی از ظاهر این فاجعه است که دامنه وسیعی و عمیقی دارد که به سرعت در حال فاش شدن است. غالبا از این حوادث در اخبار رسانه ها خبری نیست.

در پاسخ به اتهاماتی که به ماموران دولتی و وزارت کشور وارد آمد، یکی از مسئولان این وزارتخانه اظهار داشت، بدست آوردن لباس های رسمی پلیس در بازار بسیار آسان است، این اعمال توسط مجرمانی انجام می گیرد که خود را به لباس رسمی در آورده اند تا بتوانند در میان مردم تفرقه بیاندازند (BBC
) . مشابه چنین اظهاراتی از مستشار آمریکایی وزارت کشور عراق بنام Steven Casteel نیز می توان شنید. او اظهار داشت، در چند مورد جزئی که ما تحقیق کردیم متوجه شدیم که یا شایعه بوده و یا توطئه(Salihee,op.cit).

علیرغم تمامی اینها کمتر روزنامه نگاری است که به شایعه و یا دسیسه بودن حوادث مذکور باور داشته باشد.
Peter Beaumont
سردبیر بخش بین المللی روزنامه آبزرور اظهار داشت که آنچه در عراق می گذرد، در پشت یک حفاظت استثنایی انجام می گیرد. وی به این مسئله باور دارد که شهادت گواهان آشکار و ثابت است. روایاتی که گفته می شود گروههای مرگ بهنگام حضور در عملیات با خود تجهیزاتی بسیار گرانقیمت را حمل می کنند، ماشینهای " لاند کروزر" و طپانچه های " گلوک" 9 میلی متری(Salihee,op.cit). اظهار نظر مسئولان وزارت کشور عراق مبنی بر اینکه گروههای مرگ آزادانه در پایتخت پرسه می زنند، درست به نظر نمی رسد، بویژه اینکه این فعالیت ها از پس از دو عملیات رعد /برق، در اواخر ماه مارس شروع گردیده است. این عملیات به مانند نقل و انتقال یک ارتش بطور کامل بود، بطوریکه تعداد 40000 نفر سرباز عراقی بر سراسر شهر مسلط شده و از خلال 675 نقطه بازجوئی به مبارزه با چریکها مشغول شدند(BBC) و ( Associated Press). بازداشتهایی که در این عملیات انجام گرفت، صدها نفر را در بر می گرفت، زیرا نیروهای دولتی خود بدنبال تحقیق و تعقیب و دستگیری چریکها بودند. بنا به گفته یکی از افراد " هیئت علمای مسلمین" وابسته به سنی ها در این روزها ماموران مبارزه با ناآرامیهای، وابسته به وزارت کشو.ر در جریان خانه گردی های بغداد ، سیزده نفر را قبل از اینکه شکنجه و اعدام شوند، دستگیر کردند(Daily News Gulf)

باری بهر جهت، رسانه هی گروهی بجای آنکه حوادث موجود را به حساب وزارت کشور و کلا دولت بگذارند، شروع به ایجاد انحراف در خبر رسانی نمودند و بنای آنرا گذاشتند تا قتل ها را به گردن گروه بخصوصی بیندازند و یا آنها را به انتقام گیری و درگیریهای مذهبی و قبیله ای بکشانند. برای مثال خبرنگار آسوشیتدپرس ، فرانسواز کورتا می نویسد:" مجموعه قتل های انتقام جویانه، حرارت جنگ طایفه ای را بالا میبرد."

بشیر محمد بازی در گزارش خود برای روزنامه (Newsday
) نیز از جنگ و انتقام کشی طائفه ای یاد می کند و جیمز هایدر از طرف روزنامه تایمز لندن نیز می نویسد:" حقیقت اینستکه انسان وقتی این اجساد را می بیند، دچار غلیان شده ، انتقام می گیرد.

همانطور که ملاحظه می کنید سمتگیری شیوه اخبار دهی دامن زدن به انتقام کشی و تفرقه طایفه ای است. روش دیگری که ما مشاهده می کنیم، کوشش در جهت نسبت دادن این قتل ها به ملیشیای شیعه بویژه سپاه بدر می باشد که موجب ایجاد رعب در سنی ها می گردد(Independent
) و برهمین منوال و هماهنگی BBC نیز چنین می گوید:" بعضی تشییع کنندگان جنازه ها گفتند که افرادشان توسط میلیشیای شیعه به قتل رسیده اند. اما مهمترین چیزی که در رسانه های جمعی می کوشند، تبلیغ کرده و آنرا در اندیشه های مردم جا بیندازند، این است که حکومت، وزارت کشور و پلیس در تحت تسلط شیعیان است، که بعد نتیجه گیری می کنند که شیعیان مسئول قتل ها هستند. بر همین اساس است که مثلا سمیر حداد خبرنگار موسسه " اسلام آن لاین" می نویسد:" اساس مشکلات در دست شیعیان است." هم چنین خانم " لیز سلای" خبرنگار روزنامه شیکاگو تریبون نیز می نویسد که قدرت اصلی نیروهای دولتی در دست رهبران شیعه می باشد. یک روزنامه نگار از طرف روزنامه Philadelphia Inqurer بنام " تام لاسیتیر" نیز می نویسد:" افراد نیروهای بدر شیعی قدرت بی سابقه ای را در وزارت کشور کسب کرده اند و وزیر کشور خود، یکی از مسئولان سابق مجلس اعلای عراق می باشد."

Beaumont روزنامه نگار مجله آبزرور انگلیس نیز چنین می نویسد که تحقیق در وضعیت قتل ها بویژه از زمانیکه شیعیان مسئولیتهای دولتی را بعهده گرفته اند، بسیار مشکل گردیده است (Op.Cit) و " ریچارد گالپین از طرف BBCمی نویسد که سنی ها احساس می کنند که از زمان قدرت گیری شیعیان، امنیت ندارند زیرا نیروهای آنان بر همه جا مسلط هستند. آنتونی لوید نیز ار طرف تایمز لندن می نویسد:" ادعاهای تازه مبنی بر قتل سنی ها که بدون محاکمه انجام گرفته توسط نیروهایی بوقوع پیوسته که تحت تسلط شیعیان می باشند.(Times on Line) و " سنان صلاح الدین" خبرنگار آسوشیتدپرس چنین خبر می دهد:" این کشفیات وحشتناک قتل ها، سنی را قانع نموده که شیعیان تسلط یافته بر وزارت کشور این تهاجم را بر علیه آنان سامان می دهند(Seattle Post- Intelligencer) باید گفت که وزیر کشور در مواردی اظهار داشته که قاتلان خود را هم رنگ و هم لباس افراد نیروهای دولتی در می آورند و در حقیقت لباس پلیس می پوشند تا بدینسان چنین وانمود کنند که افراد رسمی دولت به این اعمال دست می زنند و بنظر می رسد اینان بخشی از نیروهای امنیتی رژیم سابق می باشند که در انجام این امور تجربه و تمرین دارند و این گفته در تعارض کامل با مجموعه ی اطلاعاتی است که انتشار می یابد تا وانمود سازد که این اعمال توسط شیعیان انجام می گیرد. البته ابزارهای پیچیده دیگری نیز در این زمینه همچون سرخوردگی نیروهای امنیتی و مسئله زرقاوی نیز برای گمراه نمودن بکار گرفته می شود، که هدف اصلی همه ی اینها دامن زدن به نفرت و اختلاف مذهبی است.

در حالیکه ابزارهای فراوان و به شیوه های مختلف در جهت تفسیری ظاهری از اوضاع موجود ، انجام گرفته می شود، هیچ حرکت جدی و تحقیقی در جهت کشف حقیقی قتل ها، نه بتوسط دولت و نه بتوسط نیروهای اشغالگر انجام نمی گیرد.

 

 


گروههای مرگ و گردانندگان اصلی

جنگ قومی در عراق

بخش دوّم

 

 

ماکس فولر
www.Iraqpatrol.com
ترجمه احمد مزارعی


عملیات متمرکز و از پیش برنامه ریزی شده کشتار جمعی توسط گروههای مرگ،  هر چند روز یکبار به شهرها و شهرک ها ی عراق حمله برده و دست به کشتار می زنند، و این دقیقا مشابه همان اعمالی است که در گذشته نیز در کشورهای دیگر زیر نظر مستشاران شناخته شده ای انجام می گرفته است.(Financial Times) عملیات کشتار مردم عراق در حال حاضر با نیروهای ضد شورش، اداره پلیس و با  وزارت کشور عراق هماهنگ شده. ناگفته نماند که نیروی های اعزامی اخیر به عراق برای انجام عملیات معیّن و ویژه ای  تربیت شده اند.

بخش دوم - واحدهای ضد شورش پلیس و گردان های در سایه

بحث و بررسی در مورد بعضی واحدهای دولتی و ادعاهای متعدد مبنی بر تجاوزات گسترده ، می تواند نقطه شروعی باشد تا ما را به سوی یک نتیجه گیری درست و مورد توافق برساند. غالب اتهاماتی که ما می شنویم، یک جنبه عمومی و نامشخص دارد، در این اتهامات کلی گوئی هایی درباره نیروهای پلیس، نیروهای امنیتی، گارد ملی و یا نیروهای ضد شورش توسط مطبوعات انتشار می یابد، که در غالب این اتهامات و ادعاها به موضوع مشخصی اشاره نمی شود، اما در این میان اتهامات معین و مشخصی دقیقا در مورد " گردان گرگ ها" مطرح است که مثلا فلان عملیات را انجام داده است. اولین مورد مشخص و اتهام صریح در مورد این گردان بتاریخ 16 مارس 2005 بتوسط آقای " متنی ضاری"(1) در بغداد مبنی بر اینکه " گردان گرگ ها" دست به اعمال قتل ، شکنجه، ربودن و دستگیری افراد می زند. وی مشخصا و بطور روشن اظهار داشت که در درون وزارت کشور گروهی بنام " گردان گرگ ها" وجود دارند که بنا به دلخواه خود دست به قتل و شکنجه افراد می زند.(
Islam Online)

چند روز پس از پخش خبر فوق، خانم " هنا علام" خبرنگار مجله (
Ridder Knight) مقاله ای در افشای " گردان گرگ ها" و شیوه های ظالمانه و ضد انسانی که به آن دست می زنند و هم چنین در افشای رهبری این گردان که شخصی است بنام تشکیلاتی " ابوالولید" و اینکه این رهبر شیعی می باشد و حیات و ممات خود را در راه دین و مذهب قرار داده است، منتشر نمود، سپس همین خبرنگار از قول ابوالولید می آورد که :" هئیت علمای مسلمانان " عراق که سنی می باشند را به مثابه کافر می شناسد و اتهامات آنان مبتنی بر قتل و کشتار بیگناهان را بی اساس می داند.

مقاله در ادامه می افزاید: که گردان گرگ ها تشکیلاتی است که در اساس ایده شخص ابوالولید بوده و در ماه اکتبر سال 2004 بوجود آمده ، این تشکیلات با کمک آمریکائیها آموزش دیده و دست به عملیات مختلفی زده که شروع آن در منطقه موصل و تقریبا دو ماه پس از تمرینات بوده است. ابوالولید توضیح می دهد که خود بانی برنامهء تلویزیونی بنام " تبهکااران در چنگ عدالت" بوده است. در خلال پیشبرد کارشان آنان تبهکاران را دستگیر و شکنجه کرده و آنان به جنایات خود اعتراف کرده اند. اعترافاتی که موی را بر اندام سیخ می کند.(
AP) اما میان این گروههای وابسته به وزارت کشور نیز فرق های اساسی وجود دارد، گروه ضربتی پلیس ابتدا بتوسط فلاح نقیب وزیر کشور وقت تاسیس شد و بسیاری را باور بر این است که این گروه وابسته به . سیا می باشند.National Review Online

رهبری آنان نیز توسط یک افسر در زمان صدام کوشید با کمک آمریکائیها کودتائی را بر علیه صدام رهبری کند که با شکست روبرو شد. غالب کسانیکه در گردان گرگ ها فعالیت دارند از ملیت ها و مذاهب و گروههای مختلف تشکیل شده اند. (
Washington Post) در صورتیکه غالب افراد این گردان زیر نظر مجرب ترین فرماندهان ضد شورش آمریکائی تربیت شده و رهبری می شوند، اینان از ابتدای فعالیت خود با کمک نیروهای آمریکائی دست به عملیاتی مشترک و مخفیانه زدند.(Reuters, National Review Online)

در اینجا باید از یک شخصیت محوری که در تشکیل و سازماندهی نیروهای ضد شورش نقش مهمی را داشته بنام جیمز استیل یاد کنیم. وی کار خود را ابتدا در ویتنام شروع نمود و پس از کسب تجربیاتی به ال سالوادور رفته و در آنجا نیز در جریان جنگ داخلی این کشور به تجربیاتی فراوانی دست یافت. جیمز استیل در ال سالوادور توانست با تشکیل گروههای کوچک مرگ و آموزش آنان تجربیات زیادی که وی به آنها مباهات می کند، بدست آورد، این گروههای توانستند زیر نظر جیمز استیل 60% از عملیات را بر ضد چریک های این کشور (ال سالوادور) پیش ببرند. البته باید گفت که در اساس زیر نظر مستشاران آمریکائی کار می کردند اعترافات زیادی در مورد شکنجه افراد اقرار کرده اند. در اینجا آمریکائیها نخواسته اند وارد جزئیات شوند (
Manwaring جنگ ال سالوادور 1988 صفحه 308-8)

آمریکائی دیگری که یکی از قدیمی ترین مستشاران آمریکائی در وزارت کشور عراق است، جیمزاستیل را در برنامه هایش همراهی می کند. وی اخبار مربوط به نقض حقوق بشر در عراق و کشتارها را به سخره می گیرد و باور دارد که اینها شایعات دروغ و دسیسه های مخالفان است. این شخص استیو کاستیل نام دارد. کاستیل نیز تجربیات خود را در کشورهای آمریکای لاتین در زمینه مبارزه با مواد مخدر کسب کرده، بویژه وی با اسکوبار که یکی از بارون های بزرگ آمریکای لاتین و کلمبیایی است، مبارزات فراوانی داشته است . در همین دوره وی با دولت های پرو و بولیوی نیز برای سرکوبی مخالفان همکاری داشته است.(
Maas Op Cit). در حالیکه کاستیل با هئیت مبارزه با مواد مخدر (DEA) و در مبارزه با اسکوبار مشغول بوده است، عملیات مشترک دیگری نیز با (CIA) و (DEA) و نیروهای دلتا و نیروهای امنیتی دیگر پیش می برده است. این عملیات با منتهای مخفی کاری تحت عنوان " سنترا اسپایک"(Spec War Net Marihemp) انجام می گرفته است.

متاسفانه باید گفت که عملیات فوق ناروشن مانده و در ایستگاه اصلی آن در کلمبیا که مرکز اصلی باندهای توزیع مواد مخدر است اطلاعاتی در دست نیست. اگر کسی بخواهد اطلاعات کامل را در این مورد کسب کند باید به کتاب ( ائتلاف ظلمانی
Dark Allian Ce) مراجعه نماید. این کتاب توسط انتشارات مرکوری نیوز در سان خوزه San Jose Mercury News به چاپ رسیده است.

بطور خلاصه می توان گفت که عملکرد مجموعه فوق در نهایت منجر به تشکیل " گروه مرگ" که با نام (
Los Pepes) شناخته می شد، منجر گردید. این گروه پیش درآمد سازمان مخوف دیگری در کلمبیا بود که نام (Auc) را با خود حمل می کرد و مسئولیت بیش از 80% موارد نقض حقوق بشر در کلمبیا را به گردن داشت. این سازمان مخوف در ارتباط با طبقه هشتم سفارت آمریکا در بوگوتا، پایتخت کلمبیا بود که در عین حال هسته مرکزی و طراح اصلی همه عملیاتی بود که در کلمبیا انجام می گرفت(Cocaine.org , Cannabis)

با این توضیحات باید گفت که وجود امروزه کاستیل در مرکز وزارت کشور عراق معنای ویژه ای پیدا می کند و نمی تواند با قتل های گسترده و بی پروای عراق امروز بی رابطه باشد.
مثال روشنی در این زمینه می توان به ابتدای کودتا در کشور اندونزی اشاره کرد که دولت آمریکا نام هزاران نفر از اعضای حزب کمونیست در اختیار ارتش گذاشت تا آنان را سر به نیست کنند. گروههای مرگ آمریکائی در کشورهای مختلف همچون ویتنام ، گواتمالا، ال سالوادور، با گستردگی عمل کردند.(
Oc Weekly)

در گواتمالا لیست فراوانی از افرادی که می بایست کششته شوند در اختیار گروههای مرگ قرار می گرفت.(
The Consortium)
در ال سالوادور بعضی از اعضای گروههای مرگ که زیر نظر مستشاران آمریکایی کار می کردند، اعترافات زیادی در مورد شکنجه افراد انجام داده اند. در اینجا آمریکائیها نخواسته اند وارد جزئیات شوند (
Covert Action Quarterly) اگر کسانی مایل باشند تا در این مورد به تفصیل و جزئیات اطلاع حاصل کنند و به عملکرد CIA پی برند، به کتاب رالف مک کبهی (Serendipity) مراجعه نمایند.

عملیات کشتار جمعی که از مرکزیتی برنامه ریزی شده و گروههای مرگ هر از چند روزی به شهرها و شهرک ها در عراق حمله برده و به کشتار می پردازند، دقیقا مشابه همان اعمالی است که در گذشته در کشورهای دیگر زیر نظر مستشاران شناخته شده انجام می گرفته است.(
Financial Times) عملیات قتل های فعلی در عراق تا حدی با نیروهای ضد شورش ،اداره پلیس و وزارت کشور عراق هماهنگ شده که البته این نیروی اخیر برای عملیات محدودی تربیت شده است.(US Departement of Defence) برای تسهیل در کار، مراکز پلیس ضد شورش به پایگاه لجیستکی، ارتباطات و کامپیوتری تبدیل شده است (Defend America)

قابل ذکر است که در اندونزی هم گروههای مرگ دقیقا شبکه ای این چنینی بوجود آورده بودند.(
Rulers of The World, Pilger, The New)

در شروع سال 2005 پلیس ضد شورش عراق دارای 6 گردان منظم بود که سپس گردان پلنگان و گرگان به آنها نیز ملحق شدند.(
UNAMI) قابل ذکر است که یکی از فرماندهان پلیس اداره ضد شورش بنام رشید خلفی بود که با وی با احتیاط برخورد می شد زیرا وی در زمان صدام در یک لیست اطلاعاتی کار می کرده است.

در مورد گردان گرگ ها باید گفت که گرچه بسیاری آنان را مستقل می شمارند ولی آنان زیر نظر وزارت کشور و اداره پلیس ضد شورش قرار دارند.
علیرغم اینکه مدت زمانی است اتهامات کشتار جمعی بیگناهان را به "گردان گرگ ها" نسبت می دهند، اما من نتوانسته ام هنوز گزارش روشنی در مورد رابطه آنها با وزرات کشور و پلیس ضد شورش پیدا کنم. روزنامه نگاران به این بسنده می کنند که اشاره کنند گروه" پلیس ضد شورش"؛ اما مشخص نمی کنند که کدام یکی؟ زیرا در عراق گروههای ضد شورشی متعددی عمل می کنند. مسئله بسیار پیچیده و ترسناک بنظر می آید، بویژه از هنگامیکه ده نفر از کارگران ساختمانی را یافتند که در حالیکه خفه شده بودند، در عقب یک وانت متعلق به پلیس رها گشته بودند. (
San Diego Union Tribune)

بنظر می رسد این اولین موردی است که نیروهای پلیس اتهام را متوجه گروه " گردان گرگ ها" می نماید. باید گفت که در این حادثه یکی از قربانیان که خود را شبیه مرده در آورده و موفق به فرار شده بود، توانست شهادت دهد که گروه مزبور " گردان گرگ ها" بوده است. از این اطلاعات چنین می توان فهمید که افراد دستگیر شده ابتدا به مرکز پلیس در میدان نسور می برند و سپس در مرحله بعدی به آن شکل خفه می شوند(
Knight Ridder) همچنین خبرنگار روزنامه آبزرور نیز بنام بیومونت گزارش می دهد که " گردان گرگ ها" یک مرکز تحقیقات در میدان نسور را در اختیار دارند.Op Cit

در واقع باید گفت که کل اداره پلیس و تحقیقات بطور کامل با دست ماموران آمریکایی و انگلیسی در عراق بوجود آمده، این دو کشور تز روزهای اول اشغال اقدام به تاسیس پلیس تازه عراق نمودند (
Detroit Free Press) اما ما شک داریم که این اتفاق پس از اشغال افتاده باشد. زیرا CIA یک مامور عالیرتبه عراقی بنام ژنرال محمود شهوانی که از اواخر سال های 1980 از طرف CIAمامور می شود تا اداره آینده اطلاعات عراق را بسازد، وی اکنون مدیر " اطلاعات ملی" عراق است. شهوانی، فلیح و ثابت همگی ماموران عالیرتبه CIA هستند که در سالهای 80 کوشیدند کودتائی را بر علیه صدام رهبری کنند. اینان در مراحل بعدی مامورانی را از سازمانها احزاب و گروههای مختلف همچون حزب الدعوه، مجلس اعلی، دو حزب جبهه میهنی کردستان عراق و حزب دمکرات کردستان عراق ، کنگره ملی و گروه وفاق ملی به خدمت CIA در آورند. ماموریت همه اینان این است تا معلوماتی را جمع آوری کنند تا بتوانند در خدمت عملیات در آیند.Detroit Free Press , Op.Cit

ادامه دارد...


فعالیت هسته های ترور سازمان سیا (CIA)

در درون مرزهای ایران

4/8/2007 6:00:00 PM GMT

 

 

برگرفته از : http://www.aljazeera.com/cgi-bin/review/article_full_story.asp?service_ID=13487

برگردان از متن انگلیسی به فارسی: محمد حسیبی

 

 

گزارش امیلی تایِپ (Emile Tayyip)

از مدت های مدید تاکنون باورها بر این بود که امریکا به تجزیه طلبان و گروه های رادیکال ایرانی برای افزایش فشار بر ایران در رابطه با متوقف ساختن برنامه اتمی در حال کمک رسانی های مالی به طور پنهانی است.

 

مقام های سازمان سیا (CIA) به شبه نظامیان مخالف و تعدادی از گروه های قومی قبیله ای که اغلب در مرزهای ایران تجمع دارند کمک می کردند.

 

اسکاندال تبلیغاتی کنونی بر سر جنبشی است که این روزها برای پیشبرد اهداف خود بر علیه رژیم ایران از شیوه تروریستی استفاده می کند.   

 

 و اخیرا خبرگزاری اِ بی سی  (ABC News) از این موضوع پرده بر گرفت.

 

« او در واقع رهبر یک گروه چند صد نفره چریکی است که گهگاه از مرز به درون خاک ایران برای حمله تروریستی به مأموران اطلاعاتی و نظامی نفوذ کرده و به عملیات ترور، آدم ربائی، دستگیر کردن و سر بریدن در جلوی دوربین فیلمبرداری دست می زند.». الکسی دیبات (Alexis Debatیک مأمور امور ضد اطلاعاتی در امور تروریستی که در مرکز نیکسون (Nixon Center) است و با خبرگزاری    اِ بی سی  (ABC News) همکاری می کند در این رابطه ازعبدالمالک ریگی  (Abdel-Malik Regi ) نام برد که او احتمالا یک پاکستانی و رهبر یک گروه تروریستی است که از سوی سازمان اطلاعات امریکا ( سیا CIA) استخدام شده تا به اقدامات تروریستی در درون ایران مشغول شود.

 

سازمان سیا (  (CIAاز گروهی به نام "جندالله" ( Jundulla) که از قبیله بلوچ ها بوده و تاکنون اعمال تروریستی زیادی را در ایران مرتکب شده اند نه تنها حمایت می کند بلکه مخارج عملیاتی آن ها را تأمین می کند. اینان بارها از استان بلوچستان واقع در خاک پاکستان به درون خاک ایران نفوذ کرده و با دست زدن به عملیات تروریستی شبیه آدم ربائی و حمله های ناگهانی باعث کشتار جمعی از انسان های بیگناه ساکن ایران شده اند.

 

هدف اصلی آن ها حمله به سربازان و نیروهای امنیتی ایران بوده است.

 

بر اساس گزارشگر خبرگزاری اِ بی سی  (ABC News) سازمان سیا (CIA) با رهبر این گروه از سال 2005 در تماس بوده است.    

 

بر اساس همین گزارش اِ بی سی  (ABC News)  اعلام کرد که ریگی شخصا به دست خود تعدادی از دستگیر شدگان را کشته است.

 

جندالله این گروه مشکوک مسلح تا به حال مرتکب کشتار چندین تن از رهبران اهل تسنـّن برای ایجاد اختلاف و برخوردهای خشونت آمیز بین گروه های شیعه و سنّی در استان سیستان و بلوچستان ایران شده است.

 

این گروه نسبت به ارتکاب اخیر در زاهدان که با انفجار یک اتوموبیل باعث کشتار 11 پاسدار و 31 تن زخمی شد اقرار کرده اند.

 

به دنبال این انفجار خبرگزاری نیمه دولتی فارس به نقل از یک منبع اعلام نشده اعلام داشته بود که پس از بررسی در باره مواد و وسائل انفجار معلوم شده است که لوازم به کار برده شده از ایالات متحده امریکا آمده بوده است.

 

مدارک، عکس ها و فیلم های به دست آماده از این انفجار نیز نشان می دهد که وسایل به کار گرفته شده در این بمب گذاری از امریکا آمده است.

 

تلویزیون دولتی ایران اقرار به ارتکاب انفجار اتوبوس از سوی دستگیر شدگان این عملیات را نیز پخش کرده است.

 

طبق اطلاع دریافت شده از سوی مقامات دولتی پاکستان مسئله عملیات تروریستی پنهانی سیا (CIA) در ملاقات "دیک چی نی" با ژنرال پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان که دو ماه پیش انجام شد مطرح شده بوده است.

 

سال گذشته چندین حمله که به سوی اقوام ایرانی نشانه گرفته شده بود و نیز بمب هایی که بر علیه مقامات دولتی و سربازان کار گذاشته بودند وضعیت نامناسب و منفی را برای دولت کنونی ایران ایجاد کرده بود.

 

تاکنون کمک مالی و حمایت از جدایی طلبان و گروه های رادیکال مستقیما از بودجه سرّی سیا (CIA) می آمد اما حالا این موضوع فاش شده و در زمره اسرار نا گفتنی نیست.  


 

اتهامات مالي عليه فعاليت شرکت فرانسوي توتال در ايران‎ ‎



اخبار روز‏‎: www.akhbar-rooz.com ‎
دوشنبه ۲٣ بهمن ۱٣٨۵ - ۱۲ فوريه ۲۰۰۷‏‎ ‎

درحالي‌که دادستاني پاريس، تحقيق و تفحص درخصوص سرمايه‌گذاري شرکت فرانسوي توتال در صنعت گاز ايران را ‏پي‌گيري مي‌کند، اين دومين پرونده پس از ماجراي پرداخت رشوه ازسوي استات اويل براي حضور در پروژه‌هاي ‏ايران است که در ماه‌هاي اخير مطرح شده ‌است‎. ‎
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، چندي پيش رسانه‌هاي خارجي با بيان ‌اينکه دادستاني پاريس تحقيق و ‏تفحص درخصوص سرمايه‌گذاري شرکت فرانسوي توتال در صنعت گاز ايران را آغاز کرده ‌است، افزودند: بنا بر ‏اعلام مقامات، هدف از اين تحقيق و تفحص اين است که آيا در جريان امضاي قرارداد ميان ايران و شرکت توتال، ‏پرداخت‌هاي غيرقانوني و اختلاس صورت گرفته است يا خير؟‎ ‎
براساس گزارش‌هاي موجود، دو بازپرس دادسراي پاريس مأمور اين تحقيق و تفحص شده‌اند و در صورتي که آنها ‏نتيجه‌گيري کنند در ارتباط با سرمايه‌گذاري شرکت توتال تخلفي رخ داده، اقدام به تشکيل پرونده خواهند کرد‏‎. ‎
آن گونه که از مراجع قضائي فرانسه نقل شده، دادستاني پاريس پس از آن تصميم به تحقيق و تفحص از شرکت توتال ‏گرفته است که حساب بانکي يک ايراني در کشور سوئيس به حکم دادگاه و در ارتباط با اتهام پولشويي مسدود شد‏‎. ‎
در پي انتشار گزارش تحقيق و تفحص از شرکت توتال، سهام اين شرکت در بازار سهام پاريس ۰.۹ درصد کاهش يافت ‏و به ۵۴.۵۰ يورو تنزل يافت‎. ‎
ماه اکتبر گذشته نيز، کريستف مارژري که قرار است به زودي مديريت شرکت توتال را در دست گيرد، به حکم ‏دادگاهي در فرانسه مورد تحقيق و تفحص قرار گرفته بود‏‎. ‎
اين تحقيق و تفحص در ارتباط با برنامه موسوم به نفت براي غذا انجام شد که سازمان ملل متحد به منظور کمک رساني ‏به مردم عراق در زمان حکومت صدام ترتيب داده بود، اما بعداً مشخص شد تخلف‌هاي مالي در اين برنامه رخ داده ‏است‎. ‎
اين اقدام، شکستي مهم براي مارژري ارزيابي مي‌شود؛ او در مذاکرات مربوط به مشارکت توتال در قرارداد پارس ‏جنوبي مشارکت داشته و قرار است در ماه فوريه به عنوان مدير اجرايي توتال انتخاب شود‏‎. ‎
وي که در طول سال‌هاي ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۹ به عنوان مدير فعاليت‌هاي توتال در خاورميانه فعاليت داشته، همچنان با ‏اتهامات مختلفي در زمينه پرونده فساد مالي برنامه نفت در برابر غذاي سازمان ملل مواجه است‏‎. ‎
در عين حال مارژري که قرار است در ماه فوريه به عنوان امور اجرايي توتال انتخاب شود، هر گونه دست داشتن خود ‏در پرونده فساد مالي برنامه نفت در برابر غذا را رد کرده است‏‎. ‎
‏‌توتال نخستين شرکت بزرگ نفتي نيست که سرمايه‌گذاري‌اش در ايران مورد توجه مقامات قضائي قرار مي‌گيرد. پيش‌تر ‏شرکت دولتي نفت نروژ (استات‌اويل) در نروژ و آمريکا به اتهام آنچه پرداخت رشوه به يکي از مقامات نفتي ايراني ‏عنوان شد، مورد پيگرد قضائي قرار گرفت و در هر دو کشور به پرداخت جريمه نقدي محکوم شد‏‎. ‎
شرکت نفت دولتي نروژ (استات‌اويل) در آن زمان با پذيرش اتهام پرداخت رشوه براي دستيابي به قرارداد توسعه بخشي ‏از ميدان پارس جنوبي ايران، موافقت خود را با پرداخت ۲۱ ميليون دلار جريمه به دولت آمريکا براي مختومه اعلام ‏شدن اين پرونده اعلام کرد‏‎. ‎
شرکت نفت نروژي استات‌اويل پذيرفت که ۲۱ ميليون دلار جريمه به وزارت دادگستري آمريکا بپردازد تا پرونده‌اش در ‏دادگاه فدرال نيويورک به اتهام پرداخت رشوه به شرکت مشاوره‌يي "هورتون" براي کسب قرارداد توسعه ميدان پارس ‏جنوبي ايران بسته شود‏‎. ‎
هرچند که استات‌اويل يک شرکت آمريکايي نيست، ولي از آن‌جا که سهام اين شرکت در بازار سهام آمريکا مورد معامله ‏قرار مي‌گيرد، بنا بر قوانين ايالات متحده، دادگاههاي آمريکايي صلاحيت رسيدگي به تخلفات آن را داشتند‏‎. ‎
در آن زمان مدير استات‌اويل با صدور بيانيه‌اي درخصوص اين مساله اعلام کرد: توافق صورت گرفته با دولت آمريکا، ‏تمام مسائل را در خصوص پرونده شرکت "هورتون" حل خواهد کرد و اين شرکت معتقد است که اين توافق در راستاي ‏منافع استات‌اويل صورت ‌گرفته‌ است‏‎. ‎
اين شرکت نروژي در بيانيه خود اعلام کرده بود که استات‌اويل مسووليت پرداخت رشوه را برعهده مي‌گيرد و قبول ‏مي‌کند که اين شرکت در سال‌هاي ۲۰۰۲ و ۲۰۰٣ با پرداخت رشوه قصد داشته‌ است که براي کسب امتياز توسعه ‏فازهاي ۶، ۷ و ٨ ميدان پارس جنوبي ايران اعمال نفوذ کند‏‎. ‎
اين شرکت اعلام کرده ‌بود که نيمي از جريمه ۲۱ ميليون دلاري خود را به وزارت دادگستري آمريکا و نيم ديگر آن را ‏به کميسيون اوراق بهادار اين کشور پرداخت خواهد کرد‏‎. ‎
استات‌اويل همچنين موافقت کرده بود که با وزارت دادگستري آمريکا و کميسيون اوراق بهادار اين کشور به همکاري ‏بپردازد و در صورتي که طي سه ‌سال همکاري مناسبي داشته ‌باشد، جرايمش پس از سه ‌سال به حالت تعليق در‌آيد‎. ‎
بنا بر اين گزارش، مطبوعات نروژ در سپتامبر ۲۰۰٣ گزارش‌هايي منتشر کردند که استات‌اويل سعي کرده ‌است با ‏رشوه دادن به يک فرد ايراني، قرارداد توسعه بخشي از فازهاي پارس جنوبي را کسب کند‏‎. ‎
دادگاه فدرال ايالت نيويورک آمريکا موضوع را پيگيري کرد و سرانجام حکم داد که شرکت استات‌اويل در سالهاي ‏‏۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ ظاهراً براي دريافت خدمات مشاوره ۱۵ ميليون دلار به شرکتي به نام هورتن پرداخت کرده، اما اين ‏پول درواقع رشوه‌اي بوده که به يکي از مقامات ايراني داد شده است‏‎. ‎
به دنبال صدور اين حکم، دو تن از مديران ارشد استات‌اويل ناگزير به استعفا شدند و شرکت با صدور اطلاعيه‌اي به ‏پرداخت رشوه اذعان کرد‎. ‎
در ايران نيز مجلس شوراي اسلامي وقت، طرحي براي تحقيق و تفحص در اين زمينه تصويب کرد و معاون وزير نفت ‏و رئيس کميسيون انرژي مجلس همراه با هياتي براي بررسي قضيه به نروژ سفر کردند، اما سرانجام در گزارش ‏کميسيون تحقيق و تفحص مجلس، مهدي هاشمي رفسنجاني - مديرعامل شرکت مهندسي و ساخت تأسيسات دريايي ‏وزارت نفت در زمان عقد قرارداد - که نام وي در جريان اتهامات عليه شرکت يادشده به ميان آمد، از کليه اتهامات ‏وارده مبرا شناخته شد‎. ‎
در پي آن، وي اعلام کرد که با طرح شکايت در داخل و خارج از ايران، کساني که او را به دريافت رشوه از استات ‏اويل متهم کردند، به دادگاه خواهد کشاند و خواستار دريافت غرامت و اعاده حيثيت خواهد شد‏‎. ‎
قرارداد استات‌اويل با شرکت ملي نفت ايران نيز همچنان به قوت خود باقي است و اين شرکت هم‌اکنون توسعه فازهاي ‏هفت و هشت ميدان پارس جنوبي را در دست اجرا دارد‏‎. ‎
در آن زمان هم اين سوال مطرح بود که با توجه به مبرا شناخته‌شدن مدير يادشده از اتهامات وارده و پذيرش شرکت ‏نفتي استات‌اويل مبني بر پرداخت رشوه در اين ماجرا، دريافت‌کننده‌ي رشوه‌ي مزبور چه کسي بوده است؟‏‎ ‎
اکنون که پس از گذشت چند ماه از موضوع قبلي، بار ديگر برخي گزارش‌ها شرکت نفتي توتال فرانسه را متهم کرده ‏است که براي دست‌يابي به يک پروژه در پارس جنوبي ٨۲ ميليون دلار به يک واسطه نفتي رشوه داده است، اين ‏موضوع دوباره در کانون توجه قرار گرفته است‎. ‎
روزنامه فايننشيال تايمز در گزارش خود از اين ماجرا نوشته است، دادگاهي در پاريس در حال بررسي اتهام وارده به ‏شرکت توتال مبني بر پرداخت رشوه با هدف دستيابي به يک قرارداد دو ميليارد دلاري در حوزه گازي پارس جنوبي در ‏ايران است‏‎. ‎
اين روزنامه نوشته‌ است که تحقيقات فرانسوي‌ها نشان مي‌دهد، توتال براي برنده شدن در يک مناقصه توسعه ميدان ‏گازي پارس جنوبي ٨۲ ميليون دلار به يکي از واسطه‌هاي ايراني رشوه داده است که اين مبلغ به دو حساب در بانک ‏سوئيس واريز شده و دو حساب مذکور در حال حاضر مسدود شده است‎. ‎
يکي از مقامات قضايي فرانسه به فايننشال‌تايمز گفته است که دولت سوئيس براساس قوانين مبارزه با پول‌شويي خود به ‏تحقيق در اين خصوص پرداخته است و نتيجه تحقيقات را به پاريس انتقال داده است‏‎. ‎
براساس اين گزارش، توتال که از سال ۱۹۵۰ در ميادين نفت و گاز ايران مشغول فعاليت است و تاکنون در برابر ‏فشارهاي آمريکا براي ترک فعاليت‌ها در ايران مقاومت کرده است، در سال ۱۹۹۷ در قالب کنسرسيومي متشکل از اين ‏شرکت و شرکت گازپروم روسيه، پتروناس مالزي و شرکت‌ ملي نفت ايران به‌عنوان برنده يک مناقصه توسعه‌يي در ‏پارس جنوبي اعلام شد‏‎. ‎
اين شرکت در سال ۲۰۰۴، سهام ۴۰ درصدي خود در پروژه پارس جنوبي را به شرکت ملي نفت ايران واگذار کرد، ‏اما هنوز در بهره‌برداري از اين پروژه سهيم است. ميزان توليد اختصاص داده شده به اين شرکت معادل ۱٨ هزار بشکه ‏نفت ‌خام در روز است که اين رقم يک درصد توليد جهاني توتال را دربر مي‌گيرد‎. ‎
گزارش‌ها حاکي از آن است که در راستاي پرونده مذکور، دفاتر توتال در ماه مارس مورد بازرسي قرار گرفت؛ اما در ‏عين حال، براي حفظ منافع ملي فرانسه از انتشار اخبار مربوط به اين پرونده جلوگيري شد‏‎. ‎
در حالي که شرکت توتال تاکنون از اظهار نظر در اين خصوص خودداري کرده، براساس اين گزارش رسوايي‌ مذکور ‏ضربه مهلکي براي اين شرکت به‌عنوان بزرگترين شرکت فرانسوي محسوب مي‌شود‎. ‎
از سوي ديگر، اين مساله در ايران نيز با اظهار بي‌اطلاعي مقامات امر مواجه شده‌است؛ وزيري هامانه - وزير نفت - ‏چندي پيش در حاشيه مراسم شوراهاي امر به معروف و نهي از منکر سازمان‌ها و نهادهاي دولتي در پاسخ به اين سوال ‏ايسنا درخصوص موضوع رشوه‌دهي توتال و استات‌اويل در پروژه‌هاي نفتي ايران در گذشته تصريح کرد: درخصوص ‏توتال خبري در نشريه‌اي مطرح و مخابره شده است. مديريت توتال هم از اين موضوع ابراز بي‌اطلاعي کرده و ما هم ‏از اين موضوع اطلاع نداريم. درباره استات‌اويل نيز به جز بحث قبلي که مطرح شد، اطلاعات جديدي به ما نرسيده ‏است‎. ‎
همچنين غلامحسين نوذري - معاون وزير و مديرعامل شرکت ملي نفت - با اشاره به اين که در گذشته اتفاقاتي راجع به ‏شرکت استات اويل افتاده است، گفته است: در تلاشيم از همه کشور‌هايي که علاقمند به مشارکت هستند استفاده کنيم؛ ولي ‏شخصا در جريان مسائل مربوط به رشوه اين شرکت نيستم‎. ‎
اکبر ترکان ـ مديرعامل شرکت نفت و گاز پارس ـ هم در يک نشست خبري درخصوص تخلف شرکت توتال در فاز‌هاي ‏‏۲ و ٣ پارس جنوبي گفته که من در جريان نيستم و چون مساله از طريق رسانه‌هاي خارجي مطرح شده، بهتر است که ‏از آن‌ها جويا شد‏‎. ‎
اين در حالي است که موارد يادشده، نگراني‌هايي را در زمينه‌ي وجود تخلف‌هاي احتمالي در گذشته و آينده‌ي ‏قراردادهاي نفتي کشورمان، به‌عنوان ثروت ملي و بيت‌المال مسلمين، دامن مي‌زند و رفع موجه و قانع‌کننده‌ي اين ‏نگراني‌ها ازسوي مسوولان امر، ضروري به‌نظر مي‌رسد‎.


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمدعلی قلی گله | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من محمدعلی قلی گله ، متولد (سرمسجد ) مسجدسليمان هستم و هم اکنون ساکن کشور آلمان می باشم . در دبيرستان سينا چشمه علی درس خواندم و فوتباليست تيم دارایی مسجد سليمان بودم و به هويت لری و بختياری بودنم افتخار می کنم .

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
مرداد 1386
فروردین 1386
پیوندها
ستاره های بی نشان
پايگاه اطلاع رساني هي جار
اسفندیار خدری
رضا بختیاری اصل
ثریا داودی حموله
غلام حسین بابادی
محمدعلي پورخداكرم
مجتبی کریمی
بختیاریها
وبلاگ های زنان
لاله سرخ کوی دانشگاه
انجمن بختياری آمريکای شمالی
يک لر يلاگ
ایران- خوزستان - مسجدسلیمان
لر بانو (وبلاگ گروهی دختران لر)
لور
تیام
ولات
زحمتکشان
لرسّو
تبعيد
سهیل آصفی
ليراوی
مالمير
گل پیرا
خوربه
عمو لره
بختياری
گچساران
فواد شمس
خور مووه
پارسوماش
مال کنون
سو و شون
حواری خورشید
خورشید لر
2roud.com
ايران خبر
بچه M.İ.S
بچه نفتون
يک لر يلاگ
وحيد حبيبي
سرزمين جاويد
مندیر بهارون
آذین بهرامی
از هر دری سخنی
سرزمين جاويد
سعید مرادی
فرهاد ناصری کریموند
شهر من MIS
داراب افسر بختیاری
علی خدادادی کریموند
قلعه تل
آوای شاهپور
شوشتر سيتی
سايت شهر مسجد سليمان
یاران ما
دكتر مرتضي محيط
سلام سوسیالیسم
کارگر
نشریه خاک
خبر نامه پلی تکنیک
خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه شهرکرد
هوشنگ فرجی فر
سرزمین پنج خورشید
علی همت ناصری کریموند
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM