![]() |
![]() |
|
| هالو زال خو اِگوهه : بس بگرين گوش |
|
اخبار و موضوع روز
سياست انگلستان در عراق دكتر الياس عاقل * ترجمه: احمد مزارعي برگرفته از مجله الحقائق چاپ لندن مدت زماني است كه مردم كشورهاي عربي و مسلمانان منطقه ميدانند كه انفجاراتي كه در عراق رخ ميدهد، توسط عوامل آمريكا، انگلستان و اسرائيل انجام ميگيرد. علم كردن سازمان القاعده در عراق و ابومصعب زرقاوي نيز دست آويزي براي توجيه اعمال جنايتكارانه است كه اينان انجام ميدهند و همچنين بهانه اي براي بقاء خود در عراق. هر روز كه ميگذرد اين امر بيشتر بر همگان آشكار ميشود و آخرين آن دستگيري دو نفر از نيروهاي ويژه SAS وابسته به ارتش انگلستان بود كه با پوشيدن لباس عربي و رنگ كردن موهاي خود مشغول كار گذاشتن بمب نيرومندي در درون يك اتومبيل در منطقه بسيار پر رفت و آمد شهر بصره بودند، جايي كه قرار بود ميليونها نفر از عزاداران حسيني گردهم آيند. من در مقاله پيشين خود توضيح دادم كه چگونه آمريكائيها مشغول ايجاد انفجارهاي گوناگون جهت ايجاد جنگ داخلي ميان مردم و ايجاد فاصله ميان مردم و نيروهاي مقاومت ملي عراق ميباشند. بي بي سي در برنامه تلويزيوني خود به طور كامل ماجرا را توضيح داد و اين كه اينان در حالي كه مشغول نصب مواد انفجاري در اتومبيل بودند، توسط پليس بصره دستگير شده، ابتدا مقاومت كردند ولي در نهايت دستگير شدند. قرار بود اين ماشين انفجاري در ميان مردم از راه دور منفجر شود. در همين گزارش آمده است كه اين دو نفر از نيروهاي SAS ارتش انگلستان بوده اند. وجود اين نيروها در عراق براي اولين بار زماني بود كه 50 نفر از آنان به وسيله يك هواپيماي هركولس نظامي براي جنگ در شمال بغداد آماده پياده شدن بودند و هواپيماي آنان مورد اصابت گلوله هاي ضد هوائي نيروهاي مقاومت ملي عراق قرار گرفت كه همگي كشته شدند: www.news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/42614.stm SAS گردان ويژه و مخفي نيروهاي هوايي ارتش انگلستان است كه در سال 1941 براي انفجار و تخريب در پشت جبهه ارتش آلمان در شمال آفريقا به وجود آمد. اين نيروي ويژه اكنون در كنار كشتيهاي نيروي دريايي انگلستان و براي جمع آوري اطلاعات عمل ميكند. وظيفه اصلي SAS عبارتست از تهاجم به پشت جبهه نيروهاي دشمن، سركوب جنبش هاي انقلابي، حفاظت از شخصيت هاي سياسي دولت انگلستان، سركوب جريانات مخالف سياست دولت انگلستان، آموزش ماموران كشورهاي ديگر و سركوب حركتهاي تروريستي. گردان ويژه SAS تاكنون در سراسر جهان به عمليات متعددي دست زده كه از جمله ميتوان به برخي از آنان در اينجا اشاره كرد. در سال 1958 و 1959، SAS براي سركوب مخالفان پادشاه عمان در منطقه جبل الاخضر وارد عمل شده و باعث نجات سلطان شدند، در سالهاي بعد هم اينان در جنگ عليه انقلابيون ظفار شركت داشتند (ارتش ايران نيز در زمان شاه و در همين دوره در جنگ عليه نيروهاي انقلابي ظفار شركت فعال داشت. مترجم) در سال 1963 نيروهاي SAS عليه مخالفان دولت اندونزي وارد عمل شده آنان را سركوب نمودند. همين نيروها قبل از شروع جنگ جزيره فالك لند ميان آرژانتين و انگلستان، وارد عمل شده و در شهر سان كارلوس آرژانتين دست به عمليات خرابكارانه زدند. در سال 1991 در جريان جنگ خليج نيروهاي SAS به پشت جبهه ارتش صدام نفوذ كرده و اقداماتي را عليه پايگاه موشكهاي اسكاد عراقي انجام دادند. هم اينان در جريان همين جنگ چاههاي نفتي كويت را به آتش كشيده و آن را به عراقي ها منتسب كردند. اعضاي SAS در جريان جنگ در افغانستان مجاهدان را آموزش داده و تعدادي از آنان را به اردوگاههاي ويژه اي در اسكاتلند انتقال داده و طريقه سرنگون كردن هلي كوپترهاي روسي را به آنان آموزش دادند. نيروهاي SAS در جريان سركوب مبارزات مردم ايرلند ابتدا با لباس رسمي خود شركت كرده ولي پس از مدت زماني آنان با لباسهاي مخفي و مبدل به ترور و ايجاد انفجارات عليه شهروندان ايرلندي دست زدند. براساس گزارش ساندي هرالد: www.sundayherald.com/print25646 يكي از ماموران SAS با نصب مواد انفجاري در سال 1998 باعث كشته شدن 29 شهروند بريتانيايي ميگردد و شخص ديگري از همين نيرو نوع جديدي از نارنجكهاي انفجاري را ميسازد كه ميشود آن را از راه دور منفجر كرد. مامور ديگر تحت نام مستعار (stakeknife) در اوائل سال 2002 اجازه مييابد تا در شهر بلفاست دست به قتل افرادي بزند كه براي وي مانع محسوب ميشده اند. همچنين شخص ديگري از همين نيرو دست به ترور يكي از فعالان حقوق بشر به نام «پات فانيوكين» ميزند. اين قتل در تاريخ 1989 انجام ميگيرد: شروع عمليات انفجاري در عراق در حدود سه ماه پس از اشغال كشور عراق انجام گرفت و اولين هدف آنان مركز سازمان ملل در عراق بود كه موجب كشته و زخمي شدن تعداد زيادي شد و در نتيجه اين دفتر براي هميشه در عراق تعطيل گرديد. سپس مركز صليب سرخ، سفارت اردن و پس از آن شخصيت هاي مذهبي از مذاهب مختلف مورد هجوم و قتل قرار گرفتند و اخيرا هم نيروهاي پليس بسيار ناتوان و ضعيف كشور عراق مورد تهاجم دائمي ماشينهاي انفجاري قرار دارند. موضوع سئوال برانگيز اينكه بيشتر اين انفجارات بر ضد شهروندان عراقي انجام ميگيرد و اگر آنطور كه آمريكائي ها ادعا دارند القاعده و زرقاوي براي مبارزه با آمريكايي ها آمده اند، چگونه است كه آنها برعكس عمل ميكنند. از طرفي اين اعمال آنان مخالف شريعت اسلام در جهت كشتن مسلمانان است و اين خود نشاندهنده اين است كه اين انفجارها توسط ماموران كشورهاي اشغالگر انجام ميگيرد. بدون شك اعمال اين انفجارها و كشتن شهروندان عراقي و ايجاد ناامني موجب آن خواهد شد كه اشغالگران مدعي شوند كه براي حمايت از مردم عراق بايد در اين كشور بمانند. اعتقاد عمومي مردم عراق بر اين است كه نيروهاي آمريكائي، انگليسي و اسرائيلي به اين اعمال دست ميزنند تا در عراق هرج و مرج ايجاد كنند. بر اساس توضيحي كه عماد حضوري فيزيكدان عراقي در اين مورد ارائه ميدهد چنين است كه سربازان آمريكايي و يا ..... افرادي را كه داراي اتومبيل هستند بازداشت كرده آنان را براي بازجوئي به يكي از مراكز تفتيش ميبرند و در هنگامي كه فرد مزبور مورد بازجويي است ماموران آمريكايي، اسرائيلي و يا انگليسي در آن اتومبيل مواد انفجاري تعبيه ميكنند و پس از به اصطلاح تحقيقات شخص مذكور را رها كرده و او را براي گرفتن اوراق قانوني خود به فلان مركز در بازار، اداره پليس در فلان شهر و يا مكاني ديگر كه مملو از افراد است ميفرستند. در اين حال اين شخص و اتومبيلش به وسيله هلي كوپتر و رادار در كنترل است. وقتي اين شخص با اتومبيل خود به مكان مورد نظر رسيد، اتومبيل را به وسيله رادار و هلي كوپتر منفجر ميكنند، سپس زرقاوي و القاعده را متهم به ايجاد انفجار و كشتار بيگناهان مينمايند. اخيرا همين عمل جنايتكارانه را در مورد اتومبيلهايي انجام داده اند كه از سوريه به عراق آمده تا بدينوسيله سوريه را متهم به تروريسم در عراق كنند. اخيرا نشريه اينترنتي Baghdad Burning در ماه فوريه 2005 از شاهدان عيني نام برده كه شركت ماموران آمريكايي را در هنگام تعبيه مواد انفجاري در اتومبيلهايي كه در منطقه مامون در غرب بغداد منفجر شدند، ديده اند. آقاي عبدالهادي دراجي يكي از مسئولان شهر «صدر» اظهار داشت كه اين انفجارها توسط نيروي انگليسي و آمريكايي و به قصد ايجاد اختلاف ميان شيعيان و سني ها انجام ميگيرد و هدف اصلي آنان كشاندن مردم عراق به جنگ داخلي است. وي گفت همه مردم اين موضوع را ميدانند كه نيروهاي ائتلاف و ماموران «موساد» اسرائيل در جهت آشفته كردن بيشتر اوضاع عراق به اين انفجارها دست ميزنند. سخنگوي رسمي مقتدا صدر اظهار داشت كه دو مامور انگليسي بازداشت شده تروريست ميباشند زيرا آنان به همراه خود مقدار زيادي مواد انفجاري، اسلحه، دستگاه انفجار از راه دور، در درون اتومبيل داشتند و هدفشان ايجاد انفجاري عظيم در بازار مركزي شهر بصره بود و اينكه ارتش انگلستان با تمام توان خود به طور سريع براي نجات آنان وارد عمل شد دليل وحشت آنان از افشاء اعمال آنان است. به راستي وقتي انسان اين سئوال را برابر خود مينهد كه چه كساني از اين انفجارات سود ميبرند؟ پاسخ بديهي است كه تنها اشغالگران هستند كه برنده اصلي هستند زيرا آنان با متهم كردن نيروهاي مقاومت ملي ميكوشند ميان آنان و مردم عراق دشمني و فاصله بيندازند. انفجار در مسجد شيعيان امروز و انفجار ديگري در مسجد سني ها روز ديگر چه هدفي بجز تفرقه و نفرت مذاهب از يكديگر و كشاندن آنان به جنگ داخلي با يكديگر ميتواند داشته باشد؟ بوش و بلر هميشه در اظهارات سياسي خود بر روي مسئله اختلافات ديني در عراق تكيه ميكنند و رسانه هاي جمعي بين المللي در دو سوي آتلانتيك كه وابسته به همين دولتها هستند نيز به اين افكار دامن ميزنند. براي دامن زدن به همين اختلافات ميان مذاهب مختلف ارتش آمريكا ميكوشد از ميليشياي شيعه و كرد در مناطق سني نشين و براي سركوب آنان استفاده كند. در جنگ اخير و در شهر تلعفر متعلق به تركمانان از اين سياست پيروي شد. تخريب عمدي خانه هاي مردم محروم تلعفر درست در جهت تعميق سياست ايجاد نفرت ميان مردم عراق و اعمال سياست «تفرقه بيانداز و حكومت كن» انجام گرفت. اين سياست اشغالگران در اين مسير انجام ميگيرد تا بتوانند عراق را به سه بخش سني، شيعه و كردنشين تقسيم كنند. هر آنگاه كه كشور به سه بخش تقسيم شد، آنان بسيار تضعيف ميشوند و براي بقاي زندگي خود نيازمند نيروهاي بيگانه خواهند بود كه در آن صورت بهترين توجيه براي اشغالگران براي بقاء درازمدت خود در عراق خواهد بود. نيروهاي اشغالگر كشور يوگسلاوي با تقسيم اين كشور به اجزاي كوچك و ضعيف آنان را در ناتواني مطلق قرار داده و سرنوشت آنان هماني است كه امروز براي عراق در نظر دارند. اين سياست همچنين با اهداف استراتژيكي اسرائيل منطبق است. دولت اسرائيل در سال 1982 پيشنهاد كرد كه عراق بايد به سه بخش شيعه، سني و كردنشين تقسيم شود و همين در عين حال سياستي است كه اسرائيل اكنون در مورد فلسطين دنبال ميكند. دولت اسرائيل ميكوشد ميان دولت فلسطين از يك سو و سازمانهاي مقاومت فلسطين جنگي به وجود آورد تا بتواند همه آنان را به سادگي در هم شكند. دهم اكتبر 2005 ----------------------------------------------------------------------- * دكتر الياس عاقل نويسنده و تحليلگر سياسي در آمريكا است.
استراتژی آمريكا در عراق دكتر الياس عاقل * ترجمه: احمد مزارعي مجله حقائق، چاپ لندن قتل در زندگي مردم عراق حالتي عادي و روزانه به خود گرفته است. در نتيجه تهاجماتي كه به وسيله نيروهاي مقاومت عليه اشغالگران انجام ميگيرد و عمليات تروريستي كه بر ضد مردم عراق به وقوع ميپيوندد روزانه 50 نفر به طور متوسط به قتل ميرسند. ميشود تهاجمات موجود در عراق را به دو بخش تقسيم كرد: مقاومت بر ضد اشغالگران و تروريسم عليه شهروندان. مقاومت در ابتدا عليه نيروهاي گشتي آمريكائيها و كاروانهاي حمل مواد غذايي براي مراكز ارتشي انجام گرفت و بسيار گسترش يافت به طوري كه آمريكايي ها زمينگير شدند. آنان ابتدا با تعداد اندكي مقاومت خود را شروع و سپس در مراحل بعدي به گسترش عمليات و تشكيلات خود پرداختند. اسلحه آنان در شروع كار ابتدايي بود اما به مرور زمان توانستند از اسلحه هاي پيشرفته كه ميتوانست خودروهاي نظامي، تانكها و در مرحله بعدي هلي كوپترهاي دشمن را هدف قرار دهد، استفاده كنند. همچنين آنان توانستند بر تعداد عمليات روزانه خود بيفزايند به طوري كه اكنون بنا به اعتراف آمريكائي ها به 86 مورد در روز رسيده است. امروزه عمليات نيروهاي مقاومت در عراق براي آمريكائي ها بسيار دردناك است زيرا نميتوانند آنان را از مردم عادي تشخيص دهند و اين بدان علت است كه مردم در سراسر عراق از نيروهاي مقاومت حمايت كرده و آنان را مخفي ميكنند و حاضر نميشوند آنان را به دشمن تسليم كنند. تروريسم به همراه نيروهاي اشغالگر آمريكايي وارد عراق شد. آنان با ايجاد تفرقه ميان شيعه، كرد و سني به نفرت در ميان مردم عراق دامن زدند و اين درست برعكس ادعاي دموكراسي خواهي آمريكا بود. دامن زدن به چنين نفرتي در ميان مردم عراق زمينه تقسيم اين كشور را به سه منطقه سني، شيعه و كردنشين فراهم ميكند و از طرفي هرگاه اين تقسيم انجام گيرد كار حكومت اشغالگران را نيز آسان ميكند. براي بيشتر كردن نفرت ميان شيعه و سني ماموران آمريكايي و اسرائيلي دست به ترور رهبران مذهبي دو گروه زدند و برنامه را آنچنان تنظيم نمودند كه گويا شيعيان و سني ها از يكديگر انتقام ميگيرند. اما اين برنامه آنان با شكست روبرو شد و در مناسبات مختلفي كه پيش آمد رهبران مذهبي سني و شيعه وحدت خود را اعلام داشته و توطئه اشغالگران را خنثي نمودند. از سوئي آمريكايي ها و اسرائيلي ها دست زدن به عمليات تروريستي مشابه در كردستان را ضروري نميدانستند زيرا كردستان تقريبا حالتي جدا شده از عراق داشت و ضرورتي براي ايجاد تفرقه نداشت. آمريكايي ها اين شيوه ايجاد نفرت ميان شهروندان يك كشور را در جريان جنگ دوم جهاني در پيش گرفتند؛ شيوه اي كه گروهي شهروند بيگناه را به قتل ميرسانند و آنگاه اين قتل را منتسب به بخشي از مردم همان شهر ميكنند. دولت آمريكا دست به تبليغات گسترده اي زد تا وانمود كند كه مقاومت در عراق به وسيله تشكيلات زرقاوي و القاعده انجام ميگيرد، اما عليرغم همه ادعاي آنان تاكنون نتوانسته اند يكي از آنان را دستگير و در تلويزيون به مردم نشان دهند. آنان هميشه ادعا كرده كه تعدادي افراد القاعده را دستگير و يا به قتل رسانده اند، و متاسفانه اين ادعاي آمريكايي ها تا حد زيادي مورد قبول عامه قرار گرفته و اين بدان علت است كه بوش تبليغ خود را عليه تروريسم اينچنين آغاز كرده و با رسانه هاي جمعي نيز توافق شده تا اين ادعا را به طور گسترده تبليغ كنند. ارتش آمريكا با استفاده از اين تبليغات به عمليات گسترده اي عليه شهرهاي عراق دست زد، ساختمانها و همه موسسات مدني را در اين شهرها تخريب نمود و تعداد زيادي از شهروندان را به قتل رسانيد و عده زيادي را دستگير كرد و همه اينها به نام تروريسم و زرقاوي و القاعده انجام ميشود. اما هدف اصلي ارتش آمريكا انتقام از ساكنان شهرهاي عراقي است زيرا اهالي اين شهرها حاضر نيستند نيروهاي مقاومت را تحويل آمريكايي ها بدهند. ارتش آمريكا به تخريب شهرهاي مختلف ميپردازد تا با ايجاد ارعاب و وحشت مردم را از حمايت از نيروهاي مقاومت باز بدارد. در زمان جنگ دوم جهاني ارتش آلمان نازي همين معامله را با مردم چكسلواكي كرد، آنها در آن دوره بسياري از روستاها را به اين دليل كه اعضاي ارتش مقاومت را مخفي ميكردند به طور كامل نابود كردند. در ماه اپريل 2004 دولت آمريكا «نگروپونتي» را به عنوان سفير خود در عراق تعيين نمود. وي در راس سفارت آمريكا قرار گرفت. سفارت آمريكا در عراق داراي سه هزار كارمند است كه همگي از ماموران CIA و ساير سازمانهاي اطلاعاتي ميباشند. انتخاب نگروپونتي به علت تاريخ سياهي بود كه وي در قتل و كشتار بيگناهان در ساير كشورها داشت. نگروپونتي ابتدا كار خود را تحت عمليات «فونيكس» در ويتنام آغاز كرد، وي مسئوليت تشكيل گروههاي آموزش تخريب و مرگ را در ويتنام به عهده داشت. گروه تحت نظر او بيش از چهل هزار تن از چريكهاي ويتنامي را به قتل رساندند. او سپس به كشورهاي آمريكاي لاتين، فيليپين، مكزيك و در نهايت به عراق فرستاده شد. در سال 1981 ريگان رئيس جمهوري وقت آمريكا نگروپونتي را به عنوان سفير به كشور هندوراس فرستاد. نگروپونتي در هندوراس به تشكيل گروهي براي قتل و كشتار مخالفان دولت «جنرال گوستاو مارتينز» پرداخت. وي همچنين دست به تشكيل گروهي از مخالفان دولت نيكاراگوئه تحت نام كونتراها زد تا بتوانند با توسل به ترور و تخريب موجبات سقوط دولت انقلابي ساندينيست ها را فراهم كنند. همچنين نگروپونتي به حمايت و سازماندهي گروههاي تروريستي در السالوادور پرداخت تا به قتل كشاورزان اين كشور كه از نيروهاي انقلابي حمايت ميكردند بپردازند. با اين حساب اعزام نگروپونتي به عراق با اهدافي مشابه انجام ميگرفت تا وي بتواند با ايجاد گروههاي مرگ به تفرقه و تخريب در ميان مردم عراق مشغول شود و موجب تضعيف نيروهاي مقاومت ملي در عراق گردد. اگرچه نگروپونتي مدت زيادي در عراق نماند، اما پيش از رفتن مسئوليت ادامه كاري خود را به دو نفر كه داراي تجربيات فراواني در ايجاد گروههاي ترور و مرگ و تخريب داشتند، واگذار نمود، آن دو نفر يكي «جيمز استيل» بود كه در سالهاي هشتاد مسئوليت يك گروه 55 نفره نيروهاي ويژه آمريكايي در السالوادور را به عهده داشته و ديگري «استيوكاسل» كه تحت نام مبارزه با مواد مخدر سالهاي درازي مبارزه عليه نيروهاي انقلابي در آمريكاي لاتين را به عهده داشته است. اين دو نفر در وزارت كشور عراق به كار پرداختند. برنامه آنان تربيت ميليشياي مسلح براي شخصيت هاي عراقي همچون علاوي و چلبي و با هدف حمايت از آنان بود. اين نيروها رابطه اي با دولت عراق ندارند بلكه در خدمت پيشبرد افراد و شخصيت هاي وابسته به آمريكا هستند. گروههاي ديگري توسط اين افراد تحت عنوان گردان كوماندو 36 و گردان 40 در درون ارتش عراق و گردان هاي «شير» و «گرگ» كه هدف همه اينان مبارزه سرسختانه با مخالفان دولت ميباشد. يكي از خونخوارترين گروههاي كوماندويي كه توسط اين دو نفر تربيت شده اند گروهي پليسي است كه زير نظر ژنرال عراقي «عدنان ثابت» عمل ميكند، تعداد آنها ده هزار نفر است كه از تعداد ارتش انگلستان در عراق هم بيشترند و اين دومين گروه نيروهاي ضربتي بعد از انگليسي ها ميباشند. همه گروههايي كه توسط اين دو شخص تربيت شده اند زير نظر بعثي هائي عمل ميكنند كه توسط علاوي انتخاب شده اند و اينان سرسختانه با نيروهاي مقاومت به جنگ ميپردازند. از ميان اين بعثي ها ميتوان از «فلاح نقيب» وزير كشور عراق كه پسرعموي ژنرال «عدنان ثابت» است، وزير دفاع كشور عراق حازم شعلان (اين شخص به اتهام اختلاس دو ميليارد دلار تحت تعقيب است. مترجم) و ژنرال محمد شهواني رئيس اطلاعات كشور عراق نام برد. غالب افراد ميليشياي اين گروهها از شيعيان انتخاب شده اند و از آنان در مناطق سني نشين و بويژه در منطقه اي معروف به «مثلث سني» استفاده ميشود. اين سياست درست در جهت ايجاد تفرقه مذهبي ميان مردم عراق در پيش گرفته شده است. استفاده از پيشمرگهاي كرد و شيعه به مثابه پيكان حمله عليه سني مذهبان و تخريب خانه و كاشانه آنان زمينه جنگ داخلي را فراهم مياورد. از طرف ديگر سربازان نيروي دريايي آمريكا نيز براي خود دست به تشكيل گروههايي ويژه زده اند. در ژانويه 2004 گردان هفتم نيروي دريايي آمريكا در عراق دست به تشكيل گروهي كماندوئي مركب از 61 نفر تحت نام «پاسداران آزادي عراق» زد. گروه ديگري تحت نام «مجاهدان آزادي» توسط هم اينان به وجود آمده و از هر دو گروه مذكور در تهاجم به شهر انبار استفاده شده است. از همه اين گروهها در جهت مبارزه با نيروهاي مقاومت استفاده ميشود. دستگيري افراد سني و مقاوم به معني مرگ آنهاست. هر روز در عراق تعداد زيادي جسد گمنام در گوشه و كنار كشور كشف ميشود. بر بيشتر اجساد اين قربانيان آثار شكنجه مشهود است. يك ژنرال آمريكايي به نام «وين داونينج» اعتراف كرد كه هدف گروههاي مرگ و كوماندوهاي پليس مبارزه و قتل نيروهاي مقاومت است. او اين تاكتيك را بر ضد نيروهاي مقاومت عملي واجب و مشروع دانست و اظهار داشت كه از ابتداي اشغال عراق اين نوع مبارزه با مخالفان ادامه داشته است. رسانه هاي جمعي آمريكا با تبليغات گسترده ميكوشند هرگونه حمايت از نيروهاي مقاومت را محكوم نمايند و تلويزيون آمريكايي ها در عراق در تمام شبهاي هفته ميكوشد با تبليغ عليه نيروهاي مقاومت و اينكه آنان افرادي جنايتكار، معتاد و همجنس گرا ميباشند، مردم را از همكاري با آنان باز دارد. اين تلويزيون ميكوشد اينگونه وانمود سازد كه افراد نيروهاي مقاومت اعمالي بر خلاف «اسلام و مصالح مسلمانان» انجام ميدهند و به همين دليل نبايد در مورد آنان هيچگونه رحم و شفقتي به كار برد. همچنين نيروهاي آمريكايي از تاكتيكي به نام «گلاديو» كه در زبان ايتاليايي به معني شمشير است استفاده ميكنند. اين تاكتيك ابتدا در جريان جنگ جهاني دوم توسط چرچيل نخست وزير انگلستان و «آلان دالاس» رئيس سازمان سيا در آن زمان تنظيم شد. در آن زمان ناتو با كمك CIA گروههايي را به طور محرمانه تشكيل دادند تا در كشورهاي ايتاليا، اسپانيا، آلمان، پرتغال و فرانسه دست به ترور و كشتار شهروندان بزنند و سپس آن را به گردن كمونيست ها بيندازند تا از اين راه بتوانند موجي ضد كمونيستي در ميان مردم به وجود آورند، بطوري كه خود مردم خواستار مبارزه با كمونيست ها توسط دولت شوند. اين سياست براي مدتي اعمال گرديد. همين سياست اكنون توسط آمريكا در عراق در حال انجام است، با اين شيوه آنان هم به تفرقه در ميان مردم دست ميزنند و هم عليه نيروهاي مقاومت تبليغ ميكنند. امروزه بوش و بلر همين سياست ها را حتي در كشور خود به نوعي اعمال ميكنند. به خاطر منزوي كردن نيروهاي مقاومت، تاكتيك «گلاديو» به وسيله آمريكايي ها در عراق در حال انجام است. آمريكايي ها اين شيوه را به كار ميبرند تا مردم عراق و ملتهاي همسايه عراق را از نيروهاي مقاومت دور سازند. همين چندي پيش بود كه سفير مصر و الجزائر در عراق ربوده شده و به قتل رسيدند. استراتژي بوش در عراق ايجاد نفرت و تفرقه در ميان مردم عراق است اگرچه آنان ابتدا با ادعاي استقرار «آزادي و دموكراسي» به عراق آمدند.
صدای مقاومت ملت عراق مصاحبه با دکتر محمد عبیدی Kefaya.org منبع : سایت ترجمه : احمد مزارعی نبود رسانه های جمعی آزاد در جهان مانع از آن شده تا جهانیان بدرستی حقیقت آنچه را که در عراق میگذرد در یابند و از عمق سیاستهائی که آمریکا در آنجا دنبال میکند پی ببرند . علیرغم گستردگی کشتار و تخریب در سراسرکشور عراق با وجود این رامسفلد و سایرین از " پیشرفتهائی" که در عراق حاصل شده سخن میرانند و روزنامه های آمریکائی بجای آنکه حقایق را بیان کنند و بفکر آن باشند تا شاید راه حلّی برای این فاجعه عظیم انسانی بیابند، از این گفته دیک چینی صحبت می کنند که نیروهای مقاومت در عراق – " نفسهای آخر" خود را میکشد . از آنطرف جورج بوش از ملت آمریکا میخواهد تا خود را برای جنگی دراز مدت آماده کنند. دکتر محمد عبیدی عضو "جنبش مقاومت ملی" در عراق است و در مصاحبه خود اطلاعات با ارزشی را به علاقمندان اوضاع عراق ارائه میدهد ، خوانندگان برای اطلاعات بیشتر میتوانند به سایت ** مراجعه کنند. اطلاعات موجود در مصاحبه دکتر عبیدی برای ما ایرانیها نیز بسیار با ارزش است ، زیرا دولت آمریکا با تمام توان خود میکوشد جنگی ظالمانه بر علیه کشور ما نیز براه اندازد، اگر چه ما در ایران با حاکمیت ارتجاعی و قرون وسطائی روبرو هستیم امّا حل مسئله دموکراسی و عدالت اجتماعی و تغییر نظام موجود در ایران وظیفه ملت ایران است و آمریکا و یا هر کشور استعماری دیگری هیچگاه دایه مهربانتر از مادر برای ما نخواهند بود. مترجم --------------------------------------------------------- س: بسیاری از اطرافیان بوش اعلام میدارند که آنان که در عراق مقاومت میکنند، باقیمانده های حزب منحل بعث که دستشان از قدرت کوتاه شده میباشند و یا کسانی هستند که از کشورهای همسایه عراق به قصد خرابکاری باین کشور آمده اند، نظر شما در مورد این ادعا ها چیست ؟ ج: ملت عراق علی العموم و اعضاء نیروهای مقاومت ملی بدرستی میدانند که ادعاهای مذکور جزء تبلیغات روانی است که بقصد تضعیف آنان انجام میگیرد . آنچه که واضح است و عملاً انجام میگیرد این است که مقاومتی گسترده از مجموع ملت عراق با یک هدف تشکیل شده و آن بیرون راندن نیروهای اشغالگر از سرزمین عراق است . جمعی بودن نیروهای مقاومت خود امتیاز بزرگی است و نشاندهنده ملّی بودن این مقاومت است در این جنبش تنها عراقی بودن ملاک است ، مقاومت از همه گروهها ی ملّی عراق، اسلامی ، بعثی، ملیون، ناسیونالیست ها و مهمتر اعراب شعیه و سنی در آن شرکت دارند. در جریان جنگ فلوجه آمریکائیها ابتدا مدعی بودند که غالب جنگجویان درون شهر بیگانگان و یا آنگونه که میگفتند اعراب مسلمان از کشورهای دیگر میباشند، امّا پس از تخریب شهر بر سر ساکنان بیگناه ، در پایان خود اعلام کردند که بیگانگان جنگنده داخل شهر فقط 2% بوده اند . اما آنچه که بسیار مهم بود نتیجه گیری خود عراقیها بود که بسیار تاثیر منطقی درعملکرد آنان نسبت به مقاومت داشت . هنگامیکه آمریکا به تجاوز علیه عراق دست زد، خود از سراسر جهان نیرو جمع نموده از هزاران مایلی کشور عراق و از هر جائی که توانست و از ملیّت های مختلف جهان، آیا این عمل آمریکا خود سبب آشکاری بر آن نمیشود که برداران عرب ما برای کمک به ما و نجات، به کمک ما بشتابند؟ چه بهتر که آنان برای اخراج اشغالگران آمریکائی بما کمک کنند، و چرا نباید به کمک ما بشتابند سئوالی است که مایلم از هر شهروند آمریکائی بپرسم . امّا در مورد اینکه نیروهای مقاومت چه رابطه ای با صدام دارند و چگونه به او می اندیشند، باید بگویم که همه شاخه های مقاومت متحدانه نسبت به وی نفرت دارند و همگان میدانند که نظام ظالمانه وی چه بر سر ملت و کشور ما آورد، ما باید عاقلانه بیندیشیم، امروز نظام صدام برای همیشه از سرزمین ما رخت بر بست و جورج بوش نمیتواند و حق ندارد همچنان ما را در گروگان آن نظام نابود شده نگهدارد. س: چگونه میتوان میان نیروهائی که وابسته به مقاومت ملی هستند و آنهائی که نیستند فرق گذاشت ؟ ج: فرق میان این دو را ما میتوانیم از نوع کارهایشان تشخیص دهیم، نیروهای ملی مقاومت عملیاتشان را بر ضد نیروهای اشغالگر و وابستگانشان انجام میدهند، در نبود استقلال و کشور تحت اشغال بیگانه نیروهای نظامی شهر در خدمت اشغالگران قرار دارند و هدف نیروهای مقاومت خواهند بود، زیرا آنان همدستان و خدمتکاران اشغالگرانند. هر عمل دیگری که بر علیه شهروندان و درجهت آسیب رسانیدن بآنان انجام میگیرد مسلماً مربوط به نیروهای مقاومت ملی نیست و بر ضد آنان عمل میکند. مثلاً تاکنون هزاران نفر از شخصیتّ های علمی کشور، استادان دانشگاهها، مهندسان، خلبانان و نظامیان در کشور عراق ترور شده اند، اینان از مفاخر ملی ما بوده و میتوانستند خدمات بسیار ارزنده ای به ملت ما عرضه بدارند، سئوال اینست که نیروهای مقاومت ملی که در راه آزادی ملت و کشور عراق مبارزه می کنند چه سودی از قتل این دانشمندان عایدشان میشود؟ این امر برای غالب مردم ما کاملاً روشن است و میدانند که انگشت چه کسانی ماشه های تفنگ را برای قتل این نخبگان ملی می فشارد، همینان هستند که در عین حال ثروتهای ما را بغارت میبرند ، مسئله بسیار روشن است . س: علیرغم اینکه همه شاخه های نیروهای مقاومت ملی در عراق بارها تهاجمات بر علیه مردم بیگناه را محکوم کرده اند، با وجود این جورج بوش همیشه انگشت اتهام خود را بسوی نیروهای مقاومت ملی عراق نشانه میرود، نظر شما در این مورد چیست ؟ ج: دو باره میگویم ، این اتهامات جزء تبلیغات دائمی اشغالگران است . من در گذشته نیز گفتم که نیروهای مقاومت هیجگاه شهروندان بیگناه را مورد هدف قرار نمیدهند آنان را بهیچ عنوان نمیتوان با ین اعمال متهم نمود . همه آنان بارها این اعمال را محکوم کرده اند ، آنها خود بخشهایی از ملت هستند و غیر منطقی است که بخود شان آسیب وارد آورند . امّا مسئولان آمریکائی چرا از ملیشیائی که خود در عراق بوجود آورده و به آنهمه اعمال قتل و تخریب خانه و کاشانه مردم دست میزنند، افراد ملیشیای پیشمرگ و گُردان بدر و حکیم، گزارشات دقیقی در مورد اینان موجود است که بیگناهان را در درون مساجد بقتل رسانده و یا کسان دیگری که مخالف نیروهای اشغالگر بوده اند و با دولت دست نشانده مخالفت نشان داده اند . آمریکائیها و بسیاری سازمانهای بین المللی عموماً در مورد اعمال این جنایات سکوت در پیش گرفته اند . س: مردم عراق، آنانیکه شما بنام آنان سخن میگوئید ، چه توصیفی در مورد نیروهای اشغالگر و مقاومت دارند؟ ج: اجازه بدهید در برابر این سئوال شما سئوالی دیگر مطرح نمایم. اگر شخصی بعلت اشغال تجاوز کارانه کشورش یکی از عزیزان خود را از دست بدهد، به چه حالی دچار خواهد شد؟ امروز در عراق صدها هزار نفر وجود دارند که عزیزانی را از خانواده خود یا برای همیشه از دست داده و یا اینکه عزیزانشان در شکنجه گاههان آمریکائیها بسر میبرند و این در حالی است که آنان نمیدانند بر سر عزیزانشان چه آمده ، در کدام زندان و کدام شکنجه گاه و در کجای عراق بسر میبرند ، این است جنایاتی که اشغالگران بر سر مردم عراق آورده اند. آری ملت عراق از اینهمه اعمال ظالمانه اشغالگران کاسه صبرشان لبریز شده ، آنان تحمل دیدن اشغالگران در سرزمین خود را ندارند . نیروهای مقاومت برای یافتن داوطب مبارزه با اشغالگران با هیچ مشکلی روبرو نیست ، صدها هزار نفر از ملت عراق حاضرند تا جان خود را در راه آزادی میهن خود فدا کنند. اجازه بدهید مطلب دیگری را بیفزایم. فکر میکنید عکس العمل مردمی که از داشتن برق و آب در هوای بسیار گرم عراق محروم و روزهای متمادی باید این شکنجه را تحمل کنند، چیست؟ دو سال از اشغال کشور عراق گذشته است تاسیسات زیر بنائی همچنان مخروبه مانده است خواهشمندم این را دیگر بحساب مقاومت مسلحانه نگذارید، زیرا ما میدانیم که بودجه تعیین شده برای این تاسیسات چگونه حیف و میل میشود و بکجا میرود . این اعمال بخاطر انتقام گیری از مردم انجام میگیرد، بویژه در شهر بغداد که بیشترین مقاومت وجود دارد و ساکنان شهر بغداد بیشترین پشتیبانی را از فرزندان مقاوم خود بعمل میآورند. س: شما میگوئید که این کردار آمریکائیها به منظور اِعمال فشار وانتقام جمعی از مردم عراق است، دلیل شما برای خوانندگان و مردم جهان و آنچه که در عراق میگذرد چیست ؟ ح: من براین مطالبی که مطرح میکنم کاملاً مطمئن هستم وتاکید می کنم ، آنچه در شهرهای فلوجه، سامرا، رمادی، کربلا، هیت، قائم و سایر شهرها و شهرستانهای عراق اتفاق افتاده و مردم را در این شهرها عامدانه از آب و برق و خدمات بهداشتی محروم کرده اند ، به هیچ عنوان قابل انکار نیست ، در این حوادث نه فقط عراقی ها شهادت داده اند که البته کافی میبود، حتی سازمانهای دیگر جهانی واز جمله صلیب سرخ نیز بر این واقعیلت شهادت داده اند . یک دقیقه باین موضوع بیاندیشید، آیا شهر بعداد را با هفت ملیون جمعیت بمدت 3 یا 4 روز بدون آب و برق گذاشتن اگر انتقام جمعی نباشد چه نامی میتوان بر آن نهاد. میلیونها انسان در شهری باین گستردگی و محرومیت صدها هزار کودک از آب آشامیدنی را در آن حرارت مقایسه کنید با عکسی که رویتر از سربازان آمریکائی در حال شنا در استخرهای بزرگ یکی از قصرهای صدام در بغداد منتشر کرده بود. در همان لحظه هزاران کودک تشنه در صفهای طویل ایستاده بودند تا قطراتی آب به گلوی خشکیده اشان برسد ، اگر نام اینرا انتقال جمعی نگذاریم پس چه نامی میتوان برآن نهاد؟ اضافه بر آن گزارشان دیگری نیز در دست است که سربازان آمریکائی مشغول تخریب مخازن بزرگ آب هستند. برای نمونه میتوان از مخزن بزرگ آب منطقه کرخ نام برد . شاهدان عینی گزارش داده اند که دقایقی پس از ترک سربازان آمریکائی در منطقه مخازن آب کرخ انفجارات بزرگی بوقوع پیوسته و موجب انهدام آن گردیده است . چرا جهانیان عکس العمل مناسبی در برابر این جنایات انجام نمیدهند؟ آیا اینها داستان هائی است که عراقی ها ساخته اند؟ آیا زمان آن نرسیده تا جهانیان باین فریادها گوش فرا دهند؟. بیش از نباید اجازه داد که نیروهای اشغالگر آمریکائی و انگلیسی به تحریف حقایق ادامه دهند. اشغالگران هیچگاه حقایق را بیان نخواهند کرد . س: اخیراً رامسفلد مدعی گردید که نیروهای مقاومت در عراق در میان خود از وحدت و یکپارچگی یر خوردار نبوده و هم چنین برای آینده عراق نیز برنامه ای ندارند ، در این خصوص اهداف بلند مدت نیروهای مقاومت ملی برای عراق چیست؟ ج: باید بگویم که این ادعای رامسفلد مطلقاً درست نیست . همه شاخه های مقاومت بر سر مسئله اخراج اشغالگران آمریکائی و سایران کاملاً وحدت نظر دارند . همه شاخه های مقاومت که با مردم رابطه دارند باین امر ایمان دارندکه خود را در برابر مردم عراق ملزم میدانند تا از حقوق مردم عراق به دفاع برخاسته و با تمام توان خود با اشغالگران تا اخراج آنان به مقاومت ادامه دهند، برای آنان بسیار مهم است که نیروهای بیگانه رااز کشور بیرون کنند و همه آثار سوء و مخّرب آن را نیز از میان بردارند . اما در مورد برنامه دراز مدت آنان برای آینده عراق، ما میکوشیم در آینده عراقی داشته باشیم با سیستمی پلورالیستی و چند حزبی و دموکراتیک که شهروندان در آن بمثابه عراقی و نه وابسته به این مذهب و یا آن قوم، ما مخالف انتخابات نیستیم بلکه با انتخابات در زیر سایه اشغالگر و بدستور آنان مخالفیم، هر آن کسی سئوالی در مورد جزئیات برنامه ینروهای مقاومت داشته باشد میتواند از طریق شخصیت های رسمی و یا – اسنادی که بچاپ میرسد اطلاع حاصل کند، اهداف مقاومت دائماً بشکل علنی منتشر میگردد. س: موضع نیروهای مقاومت در برابر حکومت فعلی عراق چیست ؟ ج: قبل از هر چیز باید بگویم که از نظر مقاومت که نماینده ملت عراق است ، انتخابات گذشته باطل است زیرا مغایر قوانین شناخته شده بین المللی است . وثیقه های بین المللی و شناخته شده از طرف سازمان ملل اشعار میدارد که اشغالگران در هر کشوری حق ندارند ساختار اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی آن کشور را در هم بریزند . نیروهای اشغالگر ساختار سیاسی جامعه را آنچنان تغییر دادند تا با منافع ومصالح آن ها منطبق گردد، تعییراتی بوجود آورده اند که میان مردم تفرقه و جدائی ایجاد کند و افراد گروههای مختلف را بجان یکدیگر بیاندازند که خوشبختانه ملت عراق تا کنون باین بازی خطر ناک تن نداده است . نیروهای اشغالگر میکوشند تا جنگ داخلی را به مردم عراق تحمیل کنند، آنان سیاست استعماری " تفرقه بیانداز و حکومت کن" را شدیداً دنبال میکنند. ملت عراق و در رأس آنان اعضاء مقاومت ملی آشکارا می بینند که دولت آمریکا هر تضمینی که در عراق میگیرد و هر برنامه ای را به اجرا در میآورد تنها منافع و مصالح کوتاه مدت و دراز مدت استعماری خود را در نظر دارد و کسانیکه نیز در این مسیر از طرف آمریکا بخدمت گرفته شده اند جزء بد نام ترین افراد بوده اند، کسانی بوده اند که سالهای زیادی در خدمت سازمانها ی جاسوسی بیگانگان بوده و اکنون نیز ابائی ندارند از اینکه جاسوسی خود را برای بیگانگان بیان کنند . به گذشته سیاه علاوی و چلبی و بسیاری دیگر نظر افکنید، آیا چنین افرادی میتوانند در خدمت ملت خود قرار بگیرند، اینان هیچ رابطه ای با مردم عراق نداشته و بجاست که مورد نفرت مردم بوده و هدف نیروهای مقاومت باشند. باور کردنی نیست که آمریکا میلیاردها دلار پول و اسلحه و امکانات را در جنگ بر علیه عراق بکار گیرد، هزاران سرباز بصورت کشته و معلول و روانی روی دستش بماند و آنگاه اجازه دهد که در عراق انتخابات آزاد برگزار شود و " آزادی" و " دموکراسی" در عراق بر قرار گردد. تمام توان آمریکا در این مسیر بکار میرود تا دولتی بر سر کار بیاید و بماند که بتواند منافع دراز مدت آمریکا را حفظ کند و قرار دادهائی را برای بقاء پایگاههای چهارده گانه در عراق برای اهداف شوم خود نه تنها برای عراق بلکه برای تجاوز به خاک سایر کشورهای منطقه بامضاء برساند . دولت آمریکا کوششی فراوان بکار برد تا انتخابات در عراق ظاهری " دموکراتیک " داشته باشد تا شاید بتواند پوششی باشد بر همه آن جنایات و بی آبروئیهای گذشته اش در عراق، امّا نیروهای مقاومت این ترفند ها را بر ملا ساختند و همگان شاهدند که از ابتدای اشغال عراق همان آش و همان کاسه باقی مانده و هیچ مزدوری جایش عوض نشده، فقط نامهای مختلفی در این مسیر خونبار تغییر یافته است .
گروههای مرگ و گردانندگان اصلی جنگ قومی در عراق بخش اول ماکس فولر سحرگاه روز 14 سپتامبر 2005 و ساعتی قبل از به قتل رسیدن 88 نفر کارگر در انفجار بزرگی در بغداد، یک گروه متشکل از 50 نفر که لباس های رسمی نظامی به تن داشتند، به شهرک تاجی در 16 کیلومتری شهر بغداد وارد شدند، پس از تفتیش شهرک، 17 نفر از ساکنین را که همگی به شغل هایی از قبیل: سبزی فروشی، یخ فروشی، رانندگی تاکسی و از این قبیل روزگار می گذراندند دستگیر، چشمشان را با چشم بند بسته و دست های آنان را نیز با دست بند بسته، سپس به میدان اصلی شهرک بردند و با شلیک گلوله ای در مغز هر یک به قتل رساندند. سحرگاه روز 14 سپتامبر 2005 و ساعتی قبل از به قتل رسیدن 88 نفر کارگر در انفجار بزرگی در بغداد، یک گروه متشکل از 50 نفر که لباس های رسمی نظامی به تن داشتند، به شهرک تاجی در 16 کیلومتری شهر بغداد وارد شدند، پس از تفتیش شهرک، 17 نفر از ساکنین را که همگی به شغل هایی از قبیل: سبزی فروشی، یخ فروشی، رانندگی تاکسی و از این قبیل روزگار می گذراندند دستگیر، چشمشان را با چشم بند بسته و دست های آنان را نیز با دست بند بسته، سپس به میدان اصلی شهرک بردند و با شلیک گلوله ای در مغز هر یک به قتل رساندند.( Newsday, Aljazeera, Juancole) در همین بیانیه اشاره شده که نیروهای بدر، شاخه مسلح مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و دولت ، مسئول چنین اعمال تروریستی دولتی هستند.(Financial Times) از آن زمان هر روزه تعداد زیادی از این نوع کشته ها به مرکز پزشکی بغداد آورده می شوند. بیشتر اینان یکسان به قتل رسیده اند: دستها و چشم ها بسته، بر اجساد آنان آثار شلاق، سوختگی شدید، مضروب کردن با شیئی داغ و در نهایت گلوله ای در مغز. (یاسر صالحی خبرنگار مجله Knight Ridder) به قتل رسیده اند. یاسر صالحی سه روز پس از چاپ این مقاله در یک ایستگاه تفتیش که در سراسر شهرها به پا کرده اند توسط یکی از تک تیراندازان آمریکائی بقتل رسید.
گروههای مرگ و گردانندگان اصلی جنگ قومی در عراق بخش دوّم ماکس فولر فعالیت هسته های ترور سازمان سیا (CIA) در درون مرزهای ایران برگرفته از : http://www.aljazeera.com/cgi-bin/review/article_full_story.asp?service_ID=13487 برگردان از متن انگلیسی به فارسی: محمد حسیبی گزارش امیلی تایِپ (Emile Tayyip) از مدت های مدید تاکنون باورها بر این بود که امریکا به تجزیه طلبان و گروه های رادیکال ایرانی برای افزایش فشار بر ایران در رابطه با متوقف ساختن برنامه اتمی در حال کمک رسانی های مالی به طور پنهانی است. مقام های سازمان سیا (CIA) به شبه نظامیان مخالف و تعدادی از گروه های قومی قبیله ای که اغلب در مرزهای ایران تجمع دارند کمک می کردند. اسکاندال تبلیغاتی کنونی بر سر جنبشی است که این روزها برای پیشبرد اهداف خود بر علیه رژیم ایران از شیوه تروریستی استفاده می کند. و اخیرا خبرگزاری اِ بی سی (ABC News) از این موضوع پرده بر گرفت. « او در واقع رهبر یک گروه چند صد نفره چریکی است که گهگاه از مرز به درون خاک ایران برای حمله تروریستی به مأموران اطلاعاتی و نظامی نفوذ کرده و به عملیات ترور، آدم ربائی، دستگیر کردن و سر بریدن در جلوی دوربین فیلمبرداری دست می زند.». الکسی دیبات (Alexis Debat)، یک مأمور امور ضد اطلاعاتی در امور تروریستی که در مرکز نیکسون (Nixon Center) است و با خبرگزاری اِ بی سی (ABC News) همکاری می کند در این رابطه ازعبدالمالک ریگی (Abdel-Malik Regi ) نام برد که او احتمالا یک پاکستانی و رهبر یک گروه تروریستی است که از سوی سازمان اطلاعات امریکا ( سیا CIA) استخدام شده تا به اقدامات تروریستی در درون ایران مشغول شود. سازمان سیا ( (CIAاز گروهی به نام "جندالله" ( Jundulla) که از قبیله بلوچ ها بوده و تاکنون اعمال تروریستی زیادی را در ایران مرتکب شده اند نه تنها حمایت می کند بلکه مخارج عملیاتی آن ها را تأمین می کند. اینان بارها از استان بلوچستان واقع در خاک پاکستان به درون خاک ایران نفوذ کرده و با دست زدن به عملیات تروریستی شبیه آدم ربائی و حمله های ناگهانی باعث کشتار جمعی از انسان های بیگناه ساکن ایران شده اند. هدف اصلی آن ها حمله به سربازان و نیروهای امنیتی ایران بوده است. بر اساس گزارشگر خبرگزاری اِ بی سی (ABC News) سازمان سیا (CIA) با رهبر این گروه از سال 2005 در تماس بوده است. بر اساس همین گزارش اِ بی سی (ABC News) اعلام کرد که ریگی شخصا به دست خود تعدادی از دستگیر شدگان را کشته است. جندالله این گروه مشکوک مسلح تا به حال مرتکب کشتار چندین تن از رهبران اهل تسنـّن برای ایجاد اختلاف و برخوردهای خشونت آمیز بین گروه های شیعه و سنّی در استان سیستان و بلوچستان ایران شده است. این گروه نسبت به ارتکاب اخیر در زاهدان که با انفجار یک اتوموبیل باعث کشتار 11 پاسدار و 31 تن زخمی شد اقرار کرده اند. به دنبال این انفجار خبرگزاری نیمه دولتی فارس به نقل از یک منبع اعلام نشده اعلام داشته بود که پس از بررسی در باره مواد و وسائل انفجار معلوم شده است که لوازم به کار برده شده از ایالات متحده امریکا آمده بوده است. مدارک، عکس ها و فیلم های به دست آماده از این انفجار نیز نشان می دهد که وسایل به کار گرفته شده در این بمب گذاری از امریکا آمده است. تلویزیون دولتی ایران اقرار به ارتکاب انفجار اتوبوس از سوی دستگیر شدگان این عملیات را نیز پخش کرده است. طبق اطلاع دریافت شده از سوی مقامات دولتی پاکستان مسئله عملیات تروریستی پنهانی سیا (CIA) در ملاقات "دیک چی نی" با ژنرال پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان که دو ماه پیش انجام شد مطرح شده بوده است. سال گذشته چندین حمله که به سوی اقوام ایرانی نشانه گرفته شده بود و نیز بمب هایی که بر علیه مقامات دولتی و سربازان کار گذاشته بودند وضعیت نامناسب و منفی را برای دولت کنونی ایران ایجاد کرده بود. تاکنون کمک مالی و حمایت از جدایی طلبان و گروه های رادیکال مستقیما از بودجه سرّی سیا (CIA) می آمد اما حالا این موضوع فاش شده و در زمره اسرار نا گفتنی نیست.
|
|||||
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط محمدعلی قلی گله |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من محمدعلی قلی گله ، متولد (سرمسجد ) مسجدسليمان هستم و هم اکنون ساکن کشور آلمان می باشم . در دبيرستان سينا چشمه علی درس خواندم و فوتباليست تيم دارایی مسجد سليمان بودم و به هويت لری و بختياری بودنم افتخار می کنم .
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مرداد 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|